تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

عليك تشاهدهم فى سرائرهم و تطَّلع عليهم فى ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم فأسرارهم لك مكشوفة و قلوبهم إليك ملهوفة . إنّ أو حشتهم الغربة آنسهم ذكرك و إن صبّت عليهم المصائب الجئوا إلى الاستجارة بك علما بأنّ أزمّة الأمور بيدك و مصادرها عن قضائك ( 1 ) ( خداوندا ، توئى مأنوسترين مأنوسها با اوليائت ، و توئى حاضرترين آنان براى كفايت به امور توكَّل كنندگان بر تو . توئى كه نهانىهاى درون آنان را مىبينى و به حال آنان در درونشان آگاهى . اندازهء بينائيهاى آنانرا مىدانى . اسرار پوشيدهء آنان براى تو آشكار و دلهايشان شيفته و بيقرار تست . اگر تنهائى در اين دنيا بوحشتشان بيندازد ، به ياد تو انس مىگيرند و اگر مصائب روزگار بر سر آنان فرو ريزد ، پناه بسوى تو مىبرند ، زيرا آنان مىدانند كه زمام همهء امور بدست تست و مبانى آنها مستند به قضاى تست . )

در اين جملات رابطهء خداوندى با انسانها بقرار زير مطرح شده است

:

يك رابطهء انس

- هر اندازه كه بر رشد شخصيّت آدمى بيفزايد ، انس وى با خدا بيشتر و سازنده تر مىگردد ، زيرا اين يك قاعدهء كلَّى است كه :
عقل باشى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را يا بى جمال
انس با عقل و عظمت و شكوه آن ، بدون به فعليّت آوردن تعقّل امكان پذير نيست ، و درك زيبائى و لذّت عشق بدون ورود به جاذبهء معشوق محال است . هيچ رابطه اى براى انس با خداوند متعال جز برخوردارى از اوصاف عاليهء انسانى كه نمونه هائى از اوصاف خداوندى مىباشند ، وجود ندارد . در حقيقت وقتى كه مىگوئيم : انسان بايد با خدا انس بگيرد ، يعنى انسان بايد عادل باشد ، صادق و راستگو و درستكار باشد ، بردبار و حقّ بين و ناظر بر اعمال خويشتن و ايفاء كننده به تعهّدها باشد ، علم و جهان بينى را جزء « حيات معقول » براى تلاش تا آخرين لحظات زندگى بداند . با توجّه كافى
هامش
( 1 ) ج 1 خطبهء 227 .