تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
اجتناب كرد ، زيرا -
مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد بىشك به شكل مورچه با شاخ حيوانى كشد مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد در ذهن مانى گر فتد او صورت مانى كشد
ادراك هر جنبنده نقش خويش را داراستى گفته شده است كه توصيفات سلبى مانند اين كه حقيقتى وجود دارد ، نه شكلى دارد نه وزنى ، نه رنگى دارد و نه هيچ كيفيّتى ، نه محسوس است نه قابل تصوّرات معمولى . . . براى شناخت آن حقيقت هيچ فايده اى ندارد و اين گونه حقيقت مانند وجود مطلق در فلسفهء هگل و امثال او است كه با سلب هرگونه خصوصيّات و تعيّنات از آن وجود ، يك مفهوم تجريدى محض را مطرح مىكند . پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا اوّلا دلايل روشنى واقعيّت وجود خدا را اثبات مىكند كه با قطع نظر از مناقشات لفظى و حرفه اى همواره عقول سليم را قانع ساخته است . بوسيلهء آن دلايل ، واقعيّتى بعنوان خدا براى عقول انسانها مطرح شده است ، ولى از آن جهت كه اين واقعيّت ما فوق مختصّات جسمانى عالم طبيعت است ، لذا براى دريافت آن ، لازم است كه افكار را متوجّه عظمت آن دريافت شده نموده با نفى اوصاف جسمانى و ساير محدوديّتها ، افكار را براى دريافت منطقى آن موجود راهنمائى كرد . اين روش ايجاب و سلب يا اثبات و نفى در واقعيّاتى مانند عدالت نيز جريان دارد . بدين ترتيب كه نخست يك تعريف و توصيف اجمالى از عدالت مطرح مىگردد ، ( عدالت عبارتست از جريان مطابق قانون ) سپس براى راهنمائى افكار از توصيفات سلبى استفاده مىشود ، مثلا مىگوئيم : عدالت روش خوش آيند محض نيست ، عدالت از سنخ احساسات نمىباشد ، عدالت وزن و شكل و رنگ ندارد ، . . .

قسم چهارم - بيان روابطى كه انسانها مىتوانند ميان خود و خدا برقرار بسازند .

به اتّفاق همهء صاحبنظران علوم اسلامى ، امير المؤمنين عليه السّلام تجسّم يافته اى از قرآن بود . و شناخت او در بارهء قرآن و ايمان او به تمام محتويات آن در حدّ اعلا بوده و اين تجسّم در سخنان آن بزرگوار به خوبى روشن مىشود ، لذا بطور قطع او نزديكى خدا را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 241 | محمد تقي جعفري