مگر به اين كه آفرينندهء مورچه همان آفرينندهء درخت خرما است ، زيرا دقّت تفصيل در هر موجود و عمق هويّت در اختلاف هر زنده اى براى تو اثبات خواهد گشت . و نيست بزرگ و لطيف و سنگين و سبك و قوى و ضعيف در آفرينش او مگر مساوى . ) يعنى همان علَّت كه در اجزاء و ابعاد و قوانين حاكمه بر آنها در ساختمان يك مورچه ، دليل روشن است به اين كه آفرينندهء آن ، كسى يا چيز ديگرى جز خداوند خلَّاق نمىتواند باشد ، در نخله و كهكشانهاى بزرگ و مگس كوچك نيز وجود دارد .
5 - استدلال حكمى
مقصود راهنمائىها و توجيهات عاليه ايست كه مبتنى بر مقدّمات ( قضاياى حكيمانه ) است . اين نوع استدلال در نهج البلاغه بسيار فراوان است .
مىتوان گفت : اغلب آن قضايايى را كه امير المؤمنين عليه السّلام در سخنان مباركشان براى اثبات معنى دار بودن كلّ هستى و تحريك مردم براى درك آن و اصول اخلاقى و تحريك براى عمل به آنها مىفرمايد ، از اين نوع استدلال است . از آن جمله :
و لو فكَّروا فى عظيم القدرة و جسيم النّعمة لرجعوا إلى الطَّريق و خافوا عذاب الحريق ، و لكن القلوب عليلة و البصائر مدخولة
[ خطبهء 185 ص 270 ] ( اگر در قدرت عظيم الهى و بزرگى نعمتى [ كه در جهان هستى نمايان است ] بنگرند ، به راه راست بر مىگردند و از عذاب آتش مىترسند ، ولى دلها بيمار و بينائىها مختلّ است . ) امير المؤمنين عليه السّلام در اين جملات مردم را به درك معنىدار بودن جهان هستى تحريك مىنمايد و نتيجهء درك و انديشه در حقيقت مزبور را هم كه رجوع به - صراط مستقيم و ترس از آتش است بيان مىفرمايد . آن گاه مردم را به شناخت علَّت نينديشيدن و بىاعتنائى به آيات هستى كه نمايشگاهى از قدرت او است ، متوجّه مىسازد و مىفرمايد : علَّت بىخيالى و نينديشيدن در چنان حقيقت عظمى ، بيمارى دلها و اختلال بينائىها است . سيّد رضى از امير المؤمنين عليه السّلام در حدود 480 جملهء حكيمانه نقل كرده است ، اگر كسى با دقّت كامل در اين جملات بينديشد ، خواهد ديد : آنها بر دو