تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اقوام و ملل گذشته فرموده است ، قطعى است كه آن حضرت نفرموده است كه آنان به اطَّلاع چند مورد محدود از سرگذشت مردم كه موجب يك آگاهى ناقص مىباشد ، قناعت بورزند ، بلكه بايد آنان بقدرى در سرگذشت انسانها به تحقيق و بررسى بپردازند كه قواعد و اصول « حيات معقول » انسانى را بياموزند و از آنها استفاده كنند . از آن جمله مىفرمايد : فاعتبروا بما أصاب الأمم المستكبرين من قبلكم من بأس اللَّه و صولاته و وقائعه و مثلاته . . . [ خطبهء 192 قاصعه صفحهء 290 ] ( پس عبرت بگيريد با اطَّلاع به آن چه كه بر امّتهاى مستكبر پيش از شما اصابت نموده است از غضب خداوندى و سطوت و انتقامها و تباهىهائى كه او بر آن امم وارد ساخته است . ) همين مضمون را در شكل ديگر در صفحهء 296 و 297 از همين خطبه مطرح فرموده است . و در وصيّت به فرزند عزيزش امام حسن مجتبى عليه السّلام مىفرمايد : و اعرض عليه أخبار الماضين و ذكَّره بما أصاب من كان قبلك من الأوّلين . . . [ نامه‌ها و وصايا شمارهء 31 صفحه 392 ] ( فرزندم ، اخبار گذشتگان را بر نفست عرضه كن و متذكَّر باش بنفس خود : نتائج كردارهائى را كه به پيش از تو از گذشتگان وارد شده است . ) باز در همين وصيّت مىفرمايد : أى بنىّ ، إنّى و إن لم أكن عمّرت عمر من كان قبلى ، فقد نظرت فى أعمالهم و فكَّرت فى أخبارهم ، و سرت فى آثارهم ، حتّى عدت كأحدهم ، بل كأنّى بما انتهى إلىّ من أمورهم قد عمّرت مع أوّلهم إلى آخرهم ، فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره ( من اگر چه عمر مردمى را كه پيش از من از اين دنيا گذشته‌اند ، نكرده‌ام ولى