( دور از او نيست عدد قطرههاى آب و ستارگان آسمان و بادهائى كه اشياء را به اين سو و آن سو مىبرد و حركت مورچه بر روى سنگ صاف و جايگاه آسايش مورچگان در شب تاريك . او ميداند جايگاه سقوط برگها را و حركت مخفى چشم را . ) و در خطبهء 91 معروف به خطبة الأشباح از صفحهء 134 و 135 واقعيّاتى از عالم هستى را در نظم دقيق و تعيّنهاى مستمرّى كه دارند بيان فرموده است : امير المؤمنين عليه السّلام با اين توجيه و ارائهء چهرهء رياضى هستى ، مردم را به حاكميّت نظم دقيق اشياء با تجدّد تعيّنهائى كه هر لحظه در نتيجهء حركت و تحوّل مستمرّ بر موجودات عارض مىگردد متوجّه و آگاه مىسازد . در اين نگرش رياضى كه ذهن در قلَّه اى مرتفعتر از عالم طبيعت ايستاده و يك فعّاليّت تجريدى انجام مىدهد ، در احساس عظمت بسيار و الا كه از پشت پردهء طبيعت ، بر طبيعت مىتابد ، فرو مىرود كه اگر بخواهد آن را با قالبهاى نارساى الفاظ بيان كند ، چنين زمزمه مىكند كه -
بهر جزئى ز كلّ كان نيست گردد
كلّ اندر دم ز امكان نيست گردد
جهان كلّ است و در هر طرفة العين
عدم گردد و لا يبقى زمانين
دگر باره شود پيدا جهانى
بهر لحظه زمين و آسمانى
جهان چون خطَّ و خال و چشم و ابروست
كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست
اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى
خلل يابد همه عالم سراپاى
در خطبهء 91 ( خطبة الأشباح ) جملاتى را بيان فرموده است كه قابل تطبيق به توجيه ( راهنمائى يا استدلال ) با آيات آفاقى - انفسى است كه ما در صدد توضيح آن هستيم :
و أرانا من ملكوت قدرته ، و عجائب ما نطقت به آثار حكمته و اعتراف الحاجة من الخلق إلى أن يقيمها بمساك قوّته ، ما دلَّنا باضطرار قيام الحجّة له على معرفته ، فظهرت البدائع الَّتى أحدثتها آثار صنعته و أعلام حكمته .
( خداوند سبحان ملكوت قدرتش را و شگفتىهاى آنچه را كه از آثار