تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

و تحوّل مستمرّ بر موجودات عارض مىگردد . قطب برون ذاتى عبارتست از درك عين آن موجودات بطور انعكاسى ، يعنى ذهن در اين موقع حالت آيينه اى دارد كه مجموعه اى را كه در عالم عينى با آن ارتباط برقرار مىكند ، در خود منعكس مىسازد . در اين حالت درك و انعكاس ، جنبهء وسيله اى محض دارد و گويى انسان بلاواسطه هستى را بطور حضورى در خود در مىيابد . و بعبارت معمولى صورت در آيينه را مىبيند و آيينه چنان فانى در صورت است كه گوئى موجودى بعنوان آيينه در سر راه خود به معلوم ، وجود ندارد . ممكن است گفته شود : چطور ممكن است اين دو حالت انعكاس و تجريد در ذهن در يك موقعيّت جمع شوند ، در صورتى كه ذهن در حالت انعكاس صورت در آن ، همان گونه كه گفتيم بوسيلهء درك خود معلوم را بطور حضورى در خود مىبيند و وسيله بكلَّى فانى در همان معلوم ( شيء عينى ) يا عالم ( آن موجود كه درك و علم قائم به آن است ) مىگردد ، در صورتى كه ذهن در حالت فعّاليّت تجريدى كارى با موضوعات تجريد شده ( معدودها ندارد ) چنان كه عدد در همهء فعّاليّتهاى رياضى از معدود تجريد شده است . براى پاسخ به اين سؤال مىگوئيم : يكى از مهمّترين مختصّات شگفت انگيز مغز آدمى همين است كه مىتواند هر دو لحاظ آلى و استقلالى ( 1 ) را در يك موقعيّت جمع كند . ما دو مثال مىآوريم كه شايد اين پديدهء بسيار شگفت انگيز را توضيح بدهد . فرض كنيد شما مىخواهيد اين معنى را تصوّر كنيد و آن را به زبان بياوريد كه زندگى اين دنيا مانند زندگى شاخه‌هاى گل در شب تاريك است كه اگر هواى مساعد مثلا نسيم صبا [ بطورى كه در ادبيّات مىآورند ] به غنچه‌هاى نورس آن شاخه‌ها وزيدن بگيرد بامدادان آن غنچه‌ها مىشكفند و گل شكوفا مىگردند . اين مضمون را با بيتى از حافظ كه مىگويد :

اى صبا امشبم مدد فرما كه سحرگه شكفتنم هوس است
به ذهن مىآوريد يا آن را بيان مىنمائيد . در اين جريان در ذهن شما دو فعّاليّت بوجود
هامش
( 1 ) بعضى از دانشمندان اجتماع دو لحاظ آلى و استقلالى را مانند لحاظ حرفى و اسمى در حروف امكان پذير نمىدانند .