به عظمت سخنان امير المؤمنين عليه السّلام كه فوق آن است كه فهم آنها نياز به استدلالهاى حرفه اى ارسطوئى داشته باشد ، قابليّت تحليل و تركيب با بديهىترين و ضرورىترين شكل آنها استدلالها است ، كه شكل اوّل قياسى است . استدلال با دريافت - هاى شخصى خواه بر مبناى شهود استوار باشد و خواه از تجربههاى شخصى در مواردى محدود ، نتيجه اى كلَّى دريافت شود . بطور كلَّى مىگوئيم : منظور از استدلال ارائهء واقعيّات و توجيه انسانها بسوى آنها است خواه قابل بيان با اشكال قياسى و استقرائى و تمثيلى بوده باشد و خواه از ارجاع به دريافتهاى شخصى حاصل آيد . توجيهات يا استدلالهاى هفتگانه عبارتند از : 1 - استدلال رياضى - عينى .
2 - استدلال استقرائى .
3 - استدلال قياسى .
4 - استدلال تمثيلى .
5 - استدلال حكمى .
6 - استدلال با دريافتهاى شخصى .
7 - استدلال شهودى .
1 - استدلال رياضى عينى
- خداوند متعال در قرآن مجيد پيامبر اكرم را به سه نوع بسيار اساسى از راهنمائى به واقعيّات معنىدار دستور فرموده است : حكمت و موعظهء حسنه و مجادله با بهترين طرق . اين راهنمائىها در نهج البلاغه هم كاملا مشهود است ، و نيز قرآن مجيد سه نوع استدلال را به كار برده است : 1 - آفاقى .
2 - انفسى .
3 - آفاقى - انفسى كه عبارتست از دريافت نظم والاى هستى با نمودى نگارين و شفّاف كه معناى پشت پردهء خود را نشان مىدهد و در قرآن كريم اين نوع استدلال كه از دو قطب درون ذاتى و برون ذاتى استفاده مىشود نظر ( استدلال ) ملكوتى گفته مىشود . قطب درون ذاتى اين استدلال عبارتست از فعّاليّت تجريدى ذهن در مجموعهء نظم دقيق موجودات عالم هستى در حال تجدّد تعيّنهائى كه هر لحظه در نتيجهء حركت