تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

كظَّته البطنة فكلّ تقصير به مضرّ و كلّ إفراط له مفسد . ) ( 1 ) درست است كه اين مختصّات را كه امير المؤمنين ( ع ) در بارهء قلب فرموده است ، جنس و فصل به معناى اصطلاح منطقى نيست ، ولى براى شناخت آن عامل درونى كه قلب ناميده شده است ، روشنگر و توضيح دهنده مىباشد . در خطبهء اوّل با چنين توصيفى روبرو هستيم : دو - اوّل دين معرفت خدا است . ( أوّل الدّين معرفته ) ( 2 ) در اين توصيف مقصود از اوّل ، آغاز زمانى نيست . بلكه مقصود پايه و اساس زندگى دينى است كه البتّه بطور طبيعى آغاز زمانى را نيز شامل مىشود . در اين جمله و جملات بعدى كلمهء اوّل معرّف ( به فتح راء ) و كلمهء دوم معرّف ( به كسر راء ) يا باصطلاح ديگر كلمهء اوّل توصيف شونده و كلمهء دوم توصيف كننده مىباشد . 2 - و كمال معرفت او تصديقش ( و كمال معرفته التّصديق به ) معرفت خداوندى بدون تصديق بوجودش به مرحلهء كمال نمىرسد . بنا بر اين تصديق بوجود خداوندى توضيح دهندهء كمال معرفت او است . 3 - و كمال تصديق او توحيدش ( و كمال التّصديق به توحيده ) 4 - و كمال توحيد او اخلاص بمقام كبريائىاش ( و كمال توحيده الإخلاص له )

هامش
( 1 ) ج 1 شمارهء 108 .
( 2 ) ج 1 شمارهء 1 .