تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
( العالم من عرف قدره و كفى بالمرء جهلا أن لا يعرف قدره ) ( 1 )

هجده - « هرگز بوسيلهء ظلم موفّق به پيروزى نخواهيم شد . »

( أ تأمرونّى أن أطلب النّصر بالجور فيمن ولَّيت عليه كلَّا و اللَّه لا أطور به ما سمر سمير و ما أمّ نجم فى السّماء نجما ) ( 2 ) ترجمه اين قانون چنين است : ( آيا به من دستور مىدهد كه بوسيلهء ظلم پيروزى را به مردمى كه زمامدارى آنانرا به عهده گرفته‌ام ، طلب كنم سوگند به خدا ، من پيرامون ستم نمىگردم مادامى كه در اين دنيا داستانگوئى داستان بگويد و ستاره اى در دنبال ستاره اى در آسمان حركت كند . )

نوزده - « و اى بر اين ساختمانهاى آباد و خانه‌هاى پر زر و زيور كه درون آنها حقوق جانهاى آدميان مراعات نمىشود . »

( ويل لسكككم العامرة و الدّور المزخرفة الَّتى لها أجنحة كأجنحة النّسور و خراطيم كخراطيم الفيلة من أولئك الدّين لا يندب قتيلهم و لا يفقد غائبهم . ) ( 3 ) ترجمهء اين قانون كه عبارتست از اصالت انسان محورى نه مصالح ساختمانى فريبنده چنين است : ( واى بر اين كوچه‌هاى آبادتان و خانه‌هاى پر زر و زيورتان كه بالهائى مانند بالهاى كركسها در آورده و خرطومهائى مانند خرطومهاى فيل واى بر اين ساختمانهاى فريبنده اى از آن كشته شدگانى كه دادخواهى در بارهء خون آنان نمىشود و آوارگانشان پيگردى نمىشوند . )

هامش
( 1 ) ج 1 شمارهء 103 .
( 2 ) ج 1 شمارهء 126 .
( 3 ) ج 1 شمارهء 128 .