5 - و كمال اخلاص به او نفى صفات تركيب كنندهء ذاتش ( و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه ) سه - « چگونه توصيف كنم اين دنيا را كه آغازش مشقّت و پايانش فنا است ، در حلالش حساب و در حرامش كيفر است ، كسى كه در آن احساس بىنيازى كند ، شورش و آشوب بر پا كند و كسى كه دچار فقر و ضلالت شود ، در اندوه غوطه ور مىگردد ، هر كس كه دنبالش بدود ، از او فوت مىشود و هر كس كه به آن بىاعتنائى كند ، تسليمش مىشود ، كسى كه آن را وسيلهء بينائى قرار بدهد ، بينايش مىسازد و هر كس كه با عشق و علاقه در آن بنگرد ، نابينايش مىنمايد . » ( ما أصف من دار أوّلها عناء و آخرها فناء ، فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب . من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن و من ساعاها فاتته و من قعد عنها و اتته و من أبصر بها بصّرته و من أبصر إليها أعمته . ) ( 1 ) اگر بخواهيم رابطهء انسان را با آن همه استعدادها و نيروهايش ، با جهان گذران توصيف كنيم ، بهتر از اين نمىتوان توصيف نمود ، اين توصيف جهان هستى نيست كه سرتاسر آن آيات الهى و مشمول قوانين است ، قوانينى كه جلوه گاه مشيّت خداوندى است ، بلكه اين توصيف در بارهء زندگى انسان در اين دنيا است و رابطهء وى با آن است ، لذا از اين زندگى ، حياة دنيا تعبير شده است . چهار - « زهد عبارتست از كوتاه كردن آرزوها و شكر در موقع وصول به نعمت و اجتناب و خويشتندارى از محرّمات . » ( الزّهادة قصر الأمل و الشّكر عند النّعم و التّورّع عند المحارم ) ( 2 ) اين توصيف را مىتوان با تعريف منطقى نيز تعبير نمود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٥
هامش
( 1 ) ج 1 شمارهء 82 .
( 2 ) ج 1 شمارهء 81 .