تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦

چهار - « انسان مسلمان كسى است كه مردم مسلمان از زبان و دست او سالم و در امان باشند ، مگر بوسيلهء اجراى حق ، و آزار مسلم حرام است مگر آنكه به علتى واجب شود . » ( فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده إلَّا بالحقّ و لا يحلّ أذى المسلم إلَّا بما يجب ) ( 1 ) در اين توصيف يكى از اساسىترين مختصّات اسلام مطرح شده و شخص مسلمان بوسيلهء آن توصيف شده است .

2 - توصيف بوسيلهء معلول يا نتيجه .

اين نوع از توصيف عبارتست از بيان معلول يا نتيجهء يك واقعيّت كه بعد بسيار با اهمّيّت آن واقعيّت را متذكَّر مىشود ، اگر چه هويّت آن را توصيف نمىنمايد . اين قسم از توصيف در نهج البلاغه فراوان است . از آن جمله : يك - « از منفورترين مردم در نزد خدا كسى است كه او را به خود وا گذاشته است ، اين شخص منفور از راه راست منحرف ، و حركت كنندهء بىراهنما است . اگر براى كاشتن در مزرعهء اين دنيا براى محصول دنيوى دعوت شود ، اجابت مىكند و اگر براى كاشتن به منظور محصول آخرت دعوت شود ، بيحال و افسرده مىشود گوئى عملى كه براى دنيا انجام مىدهد واجب و آنچه را كه در باره اش سستى مىورزد ، از او ساقط است » ( و إنّ من أبغض الرّجال إلى اللَّه تعالى لعبدا وكله اللَّه إلى نفسه ، جائرا عن قصد السّبيل ، سائرا به غير دليل ، إن دعى إلى حرث الدّنيا عمل و إن دعى إلى حرث الأخرة كسل كأنّ ما عمل له واجب عليه و كأنّ ماونى فيه ساقط عنه ) ( 2 ) با نظر به ماهيّت انسان منفور بايد گفت : اين انسان كسى است كه پليديها

هامش
( 1 ) ج 1 شمارهء 167 .
( 2 ) ج 1 شمارهء 103 .