تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
حيات انسانها . مذهب مسير حيات انسانها را در فرمول * ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) * مشخّص مىسازد و اين روحانيّت است كه در مرزهاى طبيعت و ماوراى طبيعت رسالت پيامبران را در دو منطقهء اعتقادات و عمل و انديشه تفسير و توجيه نموده و مردم را آمادهء پيروى از آنان مىنمايند . بعضى از نويسندگان مىگويند : بشر امروز بدون مذهب زندگى مىكند و بدون اين كه مبدء و معادى را بپذيرد ، با كمال رضايت از زندگى خود حركت مىكند . مىگوئيم : آرى ، همين طور است ، ولى چنان كه در پاسخ مشابه اين سؤال در بالا گفتيم ، اكثريّت اسف انگيز بشر از قديميترين تواريخ تا دوران حاضر بدون شناخت خويشتن ، از زندگى رضايت داشته است ، حتما مىدانيد كه شمارهء بسيار - بسيار فراوانى از انسانها از زندگى بردگى رضايت داشته‌اند ، آيا اين گونه رضايتها دليل آن است كه بشر كه رضايت به زندگى بدون مذهب مىدهد زندگى معقولى را پيش گرفته است بلى ، از يك جهت مىتوان گفت : بشر هرگز بدون گرايشهاى مذهبى زندگى نمىكند ، نهايت امر اشكال موضوعات مذهبى متفاوت است . بعنوان مثال : بشر مىتواند قهرمانان ملَّى خود را مانند خدايان بپرستد . بشر مىتواند نژاد پرستى را تا حدّ خدا پرستى ارتقاء بدهد . و همين بشر مىتواند امتيازاتى را كه مانند مقام و قدرت بدست مىآورد بپرستد . او مىتواند مفاهيمى مانند انسان و انسانيّت را بقدرى تجريد نموده و به درجه اى از مطلق برساند كه بقول بعضى از متفكَّران آن مفاهيم را به درجهء خدائى برساند و با اين تجريدها و مطلق سازىها گرايش مذهبى خود را اشباع نمايد . 59 ، 63 - و ليصدق رائد أهله ، و ليجمع شمله ، و ليحضر ذهنه ، فلقد فلق لكم الأمر فلق الخرزة ، و قرفه قرف الصّمغة ( و هر طلايه دارى بايد به پيروان خود راست بگويد ، و پراكندگى آنان را [ يا خود را ]