تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
داستان مىگويد : آن قدرتمندان به پيامبران مىگفتند : اين وعد و وعيدهاى مذهبى شما
رنج را صد تو و افزون مىكند عقل را دارو به افيون مىكند
بنا بر اين ، ما بايد به بينيم علَّت واقعى وجود و دوام طبقهء روحانيّت در جوامع چيست علَّت حقيقى وجود طبقهء روحانيّت ، همان علَّت ضرورت مذهب براى حيات انسانها است كه عبارتست از پاسخ عقيدتى و عملى به چهار سؤال اصلى بشرى . اين چهار سؤال عبارتند از : 1 - من كيستم 2 - از كجا آمده 3 - براى چه آمده‌ام 4 - بكجا مىروم و ما مىدانيم كه هيچ متفكَّر و هيچ مكتبى به غير از مذهب تاكنون نتوانسته است پاسخ اين سؤالات را بدون سفسطه بازى و مغلطه كارى به افكار بشرى عرضه نمايد . البتّه مىتوان مغزهاى بشرى را بطورى توجيه كرد كه اصلا پيرامون اين سؤالات نگردد ، چنان كه در سالهاى گذشته با آقاى پروفسور ما از نژاد چكسلواكى و ساكن آمريكا در بحثى كه داشتيم ، همين مسأله مطرح شد ، ايشان گفتند : در خيلى از كشورهاى غربى و شرقى و امريكا ، مردم بدون اين كه پاسخى به اين سؤالات داشته باشند ، زندگى مىكنند . اين جانب گفتم : آرى حتّى بدون اين كه بگذارند مغزشان به لزوم اين سؤالات متوجّه شود با كمال رضايت مىتوانند زندگى كنند ، ولى شما و ما همه مىدانيم كه شدّت قابليّت انعطاف انسان و انصراف او از واقعيّات به اندازه اى است كه حتّى مىتواند بدون خويشتن هم زندگى كند و امروزه اين شناسنامهء بىسابقه « انسان جاندارى است از خود بيگانه » را ما از همان سرزمينها مىشنويم . آيا اين يك زندگى معقول است كه بشر حتّى از خويشتن اطَّلاعى نداشته باشد ايشان پاسخى به اين مسأله ندادند . خلاصه ، هيچ پاسخ معقولى براى سؤالات چهار گانه جز بوسيلهء مذهب ارائه نشده است و اين كه از مذهب سوء استفاده شده است ، همان اندازه مىتواند مذهب را مردود بسازد كه سوء استفاده از علم ، هنر ، پول ، سياست ، حقوق و اخلاق و ديگر وسائل ضرورى