تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

فرض مىكنيم كه اين همه نابخردىها و نابكاريها مستند به اختلافات مذهبى بوده است ، آيا اختلافات ميان ارباب مذاهبى بود كه خود را قدرتمند مىديدند و در صدد جنگ و كشتار و حقّ كشىها بر مىآمدند ، يا ميان خود مذاهب بايد توجّه كنيم كه قطعا آن همه نابسامانىها ناشى از اعراض از متن اصل مذهب است كه در مطلب دوم تا حدودى آن را مطرح نموديم . هرگز پيامبران الهى كه واقعا از طرف خدا مبعوث شده‌اند نه تنها امر بايجاد اختلاف ننموده و اختلافات موجود را دامن نزده‌اند بلكه مطابق آيات قرآنى به اين مضمون كه ملاك ارزش در نزد خداوند سبحان تقوى و فضيلت است بايستى اختلافات انسانى در مسير رقابتهاى سازنده نه تضادّهاى كشنده به كار بيفتد ، لذا مذاهب اختلافات طبيعى و فكرى و ذوقى را نفى نمىكنند ، بلكه چنان كه از سير تاريخى اديان الهى مىبينيم آن اختلافات را با انداختن در مسير رقابتهاى سازنده به ثمر مىرسانند . آيهء * ( آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ ) * ( 1 ) ( ما مردم با ايمان ميان هيچ يك از رسولان الهى جدائى نمىاندازيم . ) زيرا همهء آنان از يك مبدء آمده براى يك هدف و الا دعوت مىكنند . البتّه مذهب با جامعه اى كه عليه مذهب حقيقى حركت مىكند و با مذهبى كه بوسيلهء سود جويان و قدرتمندان ساخته شده تا بينوايان را تخدير كنند و با هر مذهب غير انسانى - الهى اختلاف شديد و آشتى ناپذير دارد ، زيرا فقط مذهب حقيقى است كه مىتواند حيات معقول و قابل تفسير و توجيه را براى انسانها بوجود بياورد پس منطق حقيقى اقتضاء مىكند كه رهبران دلسوز به نوع انسانى به تهذيب بشرى بپردازند و او را با مكارم اخلاق آشنا بسازند و با به كار انداختن قواى محرّك عقل و قطب نماى وجدان ، او را در مسير كمال قرار بدهند ، تا اختلافاتى را كه موجب تضادّ كشنده مىباشد ، چنان تفسير و توجيه نمايند كه به رقابتهاى سازنده مبدّل شوند . گمان نمىرود نويسنده از « طبيعى و معمولى بودن سوء استفادهء بشر تربيت ناشده از همهء امتيازات عالى مانند

هامش
( 1 ) البقرة آيهء 285 .