مقرّر است ، مىسازد . كسى كه زراعت را انتخاب مىكند و يا دامدارى را براى معاش خود برمىگزيند ، با كمال اختيار خود را در معرض پرداخت حقّ زكات با جمع شدن شرائط آن قرار مىدهد . و كسى كه آزادانه به مسافرت مىرود ، با حصول شرائط مزبوره در فقه ، خود را مشمول قصر ( نماز شكسته خواندن ) مىنمايد . و بطور كلَّى انتخاب آزادانه طرق و موضوعات در زندگى ، موجب فعليّت احكامى مىشود كه مشروط بانتخاب آن طرق و موضوعات مىباشد .
قسمت چهارم - احكام مبتنى بر عناوين ثانويّه
كه عبارتند از احكامى كه فقهاء جامع الشّرايط به جهت بروز مصالح و مفاسد مقتضى ، آن احكام را مقرّر مىدارند و پس از منتفى شدن علَّت ، آن احكام را لغو مىنمايند ، بلكه خود به خود لغو ميشوند .
و بديهى است كه اين احكام متغيّر و تابع حوادث و جريانات روزگار مىباشند .
قسمت پنجم - احكام اضطرارى كه هر كسى در صورت ناتوانى از عمل به احكام اوّليّه و اختياريّه ، محكوم به آن احكام مىباشد
،
مانند حكم به وجوب تيمّم در صورت فقدان آب يا مضرّ بودن استعمال آن ، و مانند خوردن گوشت حيوانى كه ذبح شرعى نشده است در حال اضطرار و معلوم است كه با منتفى شدن اضطرار احكام اضطرارى هم منتفى مىگردند .
مطلب سوم - نويسنده مىگويد : « مذهب توليد اختلاف و نزاع ما بين پيروان و امم مذاهب مختلفه مىكند
چه هر يك خود را حقّ و ديگران را باطل ميداند ، در صورتى كه تمام از يك ريشه توليد شده و داراى صفات عمومى و مطابق مىباشند « آيا در نظريّات سياسى ، علمى ، حقوقى ، هنرى ، اخلاقى و عناصر فرهنگى بطور كلَّى ، اختلاف و نزاع وجود ندارد آيا اختلافات سياسى در طول تاريخ بشريّت ، قدرتها را در برابر هم قرار نداده است آيا از روياروئى قدرتها كارزارهاى سهمگين بوجود نيامده است آيا كارزارها صدها ميليون بشر را به خاك و خون نينداخته است آيا جنگ اوّل و دوم جهانى كه مجموعا در حدود شصت ميليون را به خاك و خون كشيد و انسانهاى بىشمارى را مجروح معلول و بيخانمان ساخت مربوط به اختلافات مذهبى بوده است آيا اين همه حقّ كشىها و انسان كشىها مستند به اختلافات مذهبى است حال