تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
2 - اين جهان هستى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، معنىدار بوده ، تصادفى و بيهوده و داراى حركت كور نيست و رو به يك هدف يا نتيجهء بسيار مهمّى در جريان است . 3 - اين جهان هستى آفريننده اى دارد كه داراى همهء صفات جمال و جلال است كه مجموعا صفات كماليّه ناميده ميشوند . مبارزه با اين حقيقت ثابت مساوى با مبارزه با بديهىترين حقائق است . باضافهء دلائل نوعى و شخصى براى اثبات اين آفريننده . يكى از روشنترين دلائل اثبات خدا ، اينست كه همهء ارزشها و عظمتهايى كه در حيات انسانها ديده ميشوند ، فقط با استناد به وجود خدا و مشيّت او است كه مىتوانند قابل قبول بوده باشند . مثالى را براى توضيح در نظر بگيريم : اين مثال ، همان احساس برين تكليف و استناد انجام آن ، فقط به احساس برين نه بود سوداگرىهاى گوناگون است . بارها گفته‌ايم : اگر خدائى وجود نداشت ، گذشت از لذائذ و بهره بردارى نكردن از قدرت در مسير خود هدفى ، با تكيه به اين كه من احساس برين دارم و بايد در راه خدمت بانسانها از لذائذم دست بردارم و از قدرتم استفاده نكنم يا قدرتم را در راه خدمت بانسانها به كار ببندم ، همهء اين سخنان نه تنها بىارزشتر از هذيان گوئىهاى ديوانگان مىشد ، بلكه نوعى خودكشى محسوب مىگشت كه عبارتست از چشم پوشى از لذائذ طبيعى محض و مخصوصا دست برداشتن از قدرت يا بهره بردارى از آن در راه خدمت بهم نوع و غير ذلك . 4 - خداوند هستى آفرين انبيائى را براى اصلاح حال بشر و دور كردن او از كثافات و آلودگىها مبعوث نموده است . و كسانى كه مىگويند : بشر مىتواند خود را اداره كند و نيازى به پيغمبران ندارد ، اگر بگوئيم غرض ورزى ندارند ، حتما از سرگذشت خونين و خونبار و خون آشام و حقّ كش و باطل پرستى بشر اطَّلاعى ندارند . اگر بشر را به حال خود بگذارند -
آدمى خوارند اغلب مردمان از سلام عليكشان كم جو امان
اگر پيامبرانى نباشند كه اثبات كنند انسان موجوديست كه مىتواند با ابعاد معنوى مستند به مشيّت الهى زندگى كند ، شايعترين انديشه و سخن و رفتار همان خواهد بود كه توماس هابس گفته است : انسان گرگ انسان . خداوندا ، تو شاهد باش كه هر وقت