تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
* ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَلا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا . . . ) * ( آيا نديده اى كه خداوند مىداند آنچه را كه در آسمانها و زمين است هيچ نجوى [ گفتگوى بسيار آهسته ] ميان سه نفر نيست مگر اين كه او [ خدا ] چهارم آنها است و هيچ نجوى ميان پنج نفرى نيست مگر اين كه او ششم آنها است و هيچ مجموعه اى كمتر و بيشتر از آن نيست مگر اين كه خداوند با آنها است هر كجا باشند . ) متشابه بودن آيه در اينست كه چگونه وجود خداوندى بعنوان يك معدود در برابر آدميان محسوب مىگردد حتما بايد مورد تفسير و تأويل صحيح قرار بگيرد . و آيهء 22 از سورهء الفجر كه متشابه است ، مكَّى است . به استثناى متشابهات كه در هر دو نوع سوره‌ها ( مكَّى و مدنى ) وجود دارد ، هيچ جملهء كاهنانه و شطحى در هيچ يك از سوره‌هاى قرآنى وجود ندارد و همهء آنها محكمات مىباشند . البتّه وضوح آيات قرآنى به استثناى متشابهات براى كسانى است كه واقعا با لغت و ادبيّات عربى آشنائى همه جانبه داشته باشند و درونشان آلوده به اغراض شخصى نباشد و باضافهء لغت و ادبيّات ، از ديگر علوم و معارف بشرى مخصوصا الهيّات و اخلاق و تاريخ اطَّلاع لازم و كافى داشته باشند . البته اين به آن معنى نيست كه مردم متوسّط نمىتوانند از قرآن استفاده كنند ، بلكه منظور اينست كه هراندازه اطَّلاعات و تفكَّرات انسان بالاتر باشد ، استفادهء بيشتر خواهد كرد ، چنان كه در كتابهائى كه از تراوشات مغز بشرى است ، همين معنى وجود دارد . مثلا مثنوى جلال الدّين مولوى و ديوان حافظ و حتّى كليله كه يك كتاب ادبى محض است ، براى همهء مردم يكسان مفهوم نيست . يك شخص عامّى كه مىتواند از داستانهاى مثنوى برخوردار شود نمىتواند معناى اين بيت را بفهمد :
از تو اى جزئى ز كلَّها مختلط فهم ميكن حالت هر منبسط
25 ، 36 - فهو إمام من اتّقى ، و بصيرة من اهتدى ، سراج لمع ضوئه ، و شهاب سطع نوره ، و زند برق لمعه . سيرته القصد ، و سنّته الرّشد ، و كلامه الفصل ، و