ديد . حجّتهاى خداوندى چه در قرآن مجيد و ديگر كتب آسمانى الهى و چه انبياء و ائمّهء عظام عليهم السّلام و ديگر مربّيان ، در گروهى ديگر از انسانها هم مؤثّر مىباشند و آن گروه كسانى هستند كه زمينهء استفاده از آنها را در خود بوجود آوردهاند ، يعنى مقدّمات ورود به گذرگاهى را كه چراغها و مشعلها در آن نصب شدهاند ، طىّ كردهاند ، مثلا فهميدهاند كه پاسخ از كجا آمدهام و براى چه آمدهام و بكجا مىروم بدون پذيرش خداوند خالق هستى كه سر نوشت ابدى انسانها در اختيار او است ، امكان پذير نيست . و فهميدهاند كه اگر ابديّتى در كار نباشد حتّى يك اصل و ارزش انسانى را نمىتوان اثبات نمود . و فهميدهاند كه راهى كه پيامبران پيش پاى مردم مىگسترانند ، منطقىترين و امنترين راهى است كه بشر هدفدار مىتواند آن را در نوردد .
اگر بشر اين مقدّمات را دريابد ، قطعا سراغ انبياء و كتب آسمانى را خواهد گرفت و خود را با كمال اختيار در جاذبهء كمال قرار خواهد داد .
سيرت پيامبر اعتدال و سنّتش رشد است .
روش پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در زندگى اعتدال محض بوده است چه معنا دارد با اين كه تلاش و كوشش و مساعى آن حضرت در راه اعتلاى روحى شخصى و آماده كردن مردم براى قرار گرفتن در جاذبهء كمال الهى بقدرى زياد بود كه هم در بارهء لزوم كم كردن مشقّتهائى كه براى تهذيب خود انجام مىداد آيه نازل شد و هم در بارهء حسرت و تأسّف توأم با عمل كه براى مردم مىخورد آيه آمده است . امّا در بارهء كم كردن مشقّت خويشتن ، آيه چنين است : * ( طه ، ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ) * ( 1 ) ( اى پيامبر ، ما قرآن را براى تو نازل نكرديم كه خود را بمشقّت بيندازى ) . مفسّرين مىگويند : شأن نزول اين آيهء شريفه تلاش و عبادتهاى شبانگاهى آن حضرت بود ، كه از كثرت و شدّت آنها به مشقّت افتاده بود . كوشش و تلاش
هامش
( 1 ) طه آيات 1 و 2