تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

« و حضر قوم من الصّدّوقيّين الَّذين يقاومون أمر القيامة و سألوه . . . » ( 1 ) ( قومى از صدوقيان كه در برابر امر قيامت مقاومت داشتند حاضر شدند و پرسيدند . . . ) در همين اصحاح پس از چند سطر چنين آمده است : « أنّ الموتى يقومون فقد دلّ عليه موسى أيضا فى أمر العلَّيقة كما يقول . » ( مردگان از قبرها برمىخيزند ، موسى هم اين موضوع را در امر بوتهء سوزان راهنمائى و يا استدلال نموده است . ) سپس عقّاد مىگويد : « در ميان آنان عقائد فلاسفهء يونان در ابديّت روح و تمايز ميان ارواح و اجسادى كه فنابر آنها ( اجساد ) عارض مىشود ، منتشر گشت . در آن هنگام كه دعوت مسيحى ظهور كرد ، جهان ديگر را بطورى توصيف كرد كه در كتب يهود سابقه نداشته است . براى اين توصيف كه مسيحيّت آورده بود ، يهود نمىتوانست اعتراضى بان متوجّه كند ، زيرا توصيف جهان ابدى مبنى بر قاعده اى از دعوت حضرت ابراهيم بوده است . . . ( 2 ) در مسئلهء زندگى پس از مرگ حضرت عيسى به شاگردانش مثل ابراهيم و عاذر و مرد ثروتمند را در عالم ديگر زده و مىگويد : 1 - » انسانى بود ثروتمند . او لباس ارغوانى و لباسها ( ى فاخر ) مىپوشيد و هر روز در ميان رفاه متنعّم ( غوطه ور ) بود . و مرد بينوائى بنام لعازر نزديك در خانهء او افتاده بود كه با زخمها كوبيده بود و مىخواست كه از غذاهاى زيادى و ساقط از سفرهء ثروتمند سير شود . بلكه سگها مىآمدند و زخمهاى وى را مىليسيدند . آن بينوا مرد و فرشتگان او را برداشتند و بردند به آغوش ( پناه يا حضور ) ابراهيم . و ثروتمند نيز مرد و دفن شد . پس چشمهايش را در هاويه باز كرد در حالى كه در عذاب بود و ابراهيم را از دور ديد كه لعازر در آغوشش ( پناهش ، يا حضورش ) بود . صدا كرد و گفت : اى پدرم ، ابراهيم ، به من رحم كن و

هامش
( 1 ) جملهء 27 اصحاح 20 انجيل ( لوقا )
( 2 ) ابراهيم ابو الانبياء ، ص 80 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57 | محمد تقي جعفري