كه شيئى متحرّك با عروض تغييرات در عوامل و ميدان حركت تغيير پيدا مىكند ، لذا احتياج از مختصّات ذاتى حركت مىباشد و خداوند سبحان صمد و غنّى بالذّات است . صفت بيستم - « اهمّيّت دادن به عقل و استدلال عقلانى مستند به حسّ » صفت بيست و يكم - مراعات ادب در استدلال زيرا در آيات فوق چنين است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام استدلال به مسئلهء حركت را با حماسه و پرخاش و تكبّر و جدلبازى و تحقير قوم خود مطرح نفرمود ، بلكه از نشان دادن ناپديد شدن ستاره ، چنين فرمود كه من ناپديد شدگان را دوست نمىدارم گوئى آن حضرت خود را با استدلال مزبور هدايت مىكند . و در موقع ناپديد شدن ماه ، باز هدايت شدن خود را مطرح نموده مىفرمايد : اگر خداى من ، مرا هدايت نكند از گمراهان خواهم بود . در موقع ناپديد شدن آفتاب رو به مردم خود كرده مىفرمايد : من از شركى كه مىورزيد بيزارم . و نمىفرمايد : حالا ديديد كه شما را ملزم كردم شما عقل نداريد اى مردم پست ، مگر نمىبينيد كه ستاره و ماه و آفتاب همه و همه ناپديد ميشوند البتّه پس از تكرار استدلال و ارائهء طريق هدايت و آوردن معجزهها و پافشارى مردم تبهكار به شرك و كفر و انحراف ، تشديد خطاب ، يك امر منطقى است ، مانند آن خطاب كه حضرت ابراهيم به قوم خود فرمود كه : * ( أُفٍّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * ( 1 ) ( افّ باد بر شما و بر آنچه مىپرستيد جز خدا را آيا تعقّل نمىكنيد ) 20 - * ( وَحاجَّه قَوْمُه قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي الله وَقَدْ هَدانِ وَلا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِه إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ . وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِالله ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ وَتِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِه نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢
هامش
( 1 ) الأنبياء آيهء 67 .
( 2 ) الأنعام آيهء 80 تا 83 .