و چون نفع و ضرر از نياز ناشى مىشود و خداوند سبحان بىنياز مطلق است ، لذا اسناد ظلم به خدا با نظر به احتياج او به جلب نفع و دفع ضرر نيز محال است . امام حسين بن علىّ عليهما السّلام در دعاى عرفه عرض مىكند : خداوندا ، تو بىنيازتر از آن هستى كه نفعى به خود برسانى ، آيا من به تو مىتوانم نفعى برسانم . در دعائى كه داراى مضامينى بسيار عالى است و از شيخ طوسى ( محمّد بن الحسن ) و كفعى و سيّد بن طاوس و سيّد بن باقى نقل شده ، چنين آمده است : و قد علمت أنّه ليس فى حكمك ظلم و لا فى نقمتك عجلة و إنّما يعجل من يخاف الفوت و إنّما يحتاج إلى الظَّلم الضّعيف و قد تعاليت يا إلهى عن ذلك علوّا كبيرا ( 1 ) ( و من مىدانم كه نه در حكم تو ظلم وجود دارد و نه در نقمتى كه به خطا كاران وارد مىسازى ، شتابى . زيرا آن كس شتاب مىكند كه از فوت [ بيرون رفتن خواسته از دسترسش ] مىترسد و جز اين نيست آن كس خود را محتاج به ستمگرى مىبيند كه از اقامهء عدل ضعيف و ناتوان بوده باشد و تو اى خداى من ، بسيار بالاتر از آن مىباشى . ) و اگر كمى دقّت كنيم خواهيم ديد تمامى عللى كه براى ظلم كردن يك ظالم بوجود مىآيد معلول ضعف و ناتوانى آن ظالم مىباشد . آدمى كه داراى قدرت روحى و مالك برخويشتن است و از عظمت عدالت و قبح ظلم اطَّلاعى دارد ، محال است كه به كمترين ظلمى بر مخلوقات خداوندى دست بيازد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٥
آيات و روايات مربوط به رجاء نيز بطور فراوان وارد شده است ، مانند : 1 - در دعاى كميل بن زياد آمده است ، امير المؤمنين عليه السّلام از خداوند متعال مسئلت مىنمايد كه زبانش را گوياى ذكر و قلبش را به محبّت خداوندى بيقرار فرمايد :
و اجعل لسانى بذكرك لهجا و قلبى بحبّك متيّما .
( 2 )
هامش
( 1 ) مفاتيح الجنان محدّث قمى - نقل از مصباح المتهجّد .
( 2 ) دعاى كميل ابن زياد .