به ياد خدا بوده و مانند شخص هنر شناس آگاهى كه همهء عمرش را در ميان آثار هنرى متنوّع سپرى كند و معنا و ارزش آنها را بفهمد و هنرمندى را كه آنها را بوجود آورده است ، شهود نمايد ، خدا را دريابد . احتياجى به تذكَّر ندارد هريك از دو گروه داراى درجات بسيار گوناگون مىباشند . در رديف اوّل بنى نوع انسان كه اعضاى گروه دوم مىباشند ، انبياى عظام و اوصياى گرامى آنان هستند كه در امتداد تاريخ قدم به اين خاكدان نهادهاند .
امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد :
ما رأيت شيئا إلَّا و رأيت اللَّه معه .
( من چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با او ديدم . ) بعضى از علماء جملهء مزبور را چنين نقل كردهاند :
ما رأيت شيئا إلَّا و رأيت اللَّه معه و قبله و بعده .
من نديدهام چيزى را مگر اين كه خدا را با او و پيش از او و بعد از او ديدهام . ) قطعى است كه اين گروه در هنگام عبادت ، عاليترين حالات روانى را در برابر خداوند متعال خواهند داشت ، زيرا كسى كه با ديدن هر يك از اجزاء يك نقشه ، نقّاش آن را مىبيند ، موقعى كه خود نقّاش را شهود مىكند ، در يافتش در عاليترين حدّ خواهد بود . به همين جهت است كه انجذاب روحى پيامبر اكرم و امير المؤمنين و ديگر ائمّهء معصومين در موقع عبادت در اشكال گوناگونش بقدرى شديد بود كه از خود بى خود شده و با همهء موجوديّت ، رهسپار كوى ربوبى مىگشتند . مسلَّم است كه كيفيّت روحى آن انسانهاى كامل ، قابل توضيح براى افراد معمولى نبوده است . ما كسانى را در درجهء پايينتر از حالات روحانى آن برگزيدگان خداوندى مىبينيم كه مىگويند :
من چه گويم يك رگم هشيار نيست
شرح آن يارى كه او را يار نيست
مولوى
يا بقول سعدى -