تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
خيرات و كمالات و نابود كنندهء شرّ و فساد از روى زمين است . حالا مىتوان اين حقيقت را براى آن متفكَّر نماهائى كه بدون اطَّلاع از انسان ، در بارهء او اظهار نظر مىنمايند ، قابل درك و فهم ساخت [ البتّه اگر بخواهند بفهمند ] كه اگر انسان واقعا خود را وابستهء خدا بداند و خود را تحت نظاره و سلطهء او ببيند ، با قدرت همان رفتار را مىكند كه آفرينندهء قدرت در بارهء قدرت انجام مىدهد . البتّه نمىخواهيم علىّ بن ابي طالب عليه السّلام را كه بندهء مخلص خداوندى و مولاى متّقيان است ، العياذ باللَّه با خدا مقايسه كنيم ، ولى مىگوئيم : قدرت از ديدگاه اين پيشواى بزرگ كه آن را از خدا مىداند ، همان گونه مطرح است كه براى خداوند خالق مطلق ، چنان كه خداوند سبحان قدرت را وسيلهء خير و كمال و حركتهاى هدفدار قرار داده است ، امير المؤمنين عليه السّلام نيز قدرت را از همين ديد مورد توجّه و بهره بردارى قرار داده است . امّا اين كه مىفرمايد : « من از ظلم رعيّتم مىترسم » معنايش اينست كه مردم قلمرو زمامدارى من به جهت نادانى و خود محوريهائى كه دارند ، به جهت جهل يا تجاهل به حقّ من ، مرا مورد ستم قرار بدهند ، افتراء به من بگويند ، و مردم سطح نگر را منحرف نمايند . با مقايسه‌هاى نابجا ميان من و بعضى مردم ديگر ، به من ظلم كنند . با مسامحه در عمل به دستورات من ، خدشه بر صلاحيّت من به زمامدارى وارد بياورند . خلاصه مردم قلمرو زمامدارى من به جهت اطمينان به عدالت من و نفرت من از هر گونه ستمكارى ، بجاى عشق به عدالت و كينه توزى باستم ، به خود من ستمها روا بدارند . مثلا بيعت كنند و سپس آن را ناديده بگيرند و بگريزند و به ضرر من توطئه بچينند . مىتوان گفت : اگر بشريّت در آن روز كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام رابطهء خود را كه زمامدار جوامع بسيار بزرگى بود ، با قدرت توضيح داد و عملا عظمت وسيله بودن قدرت را براى خير و كمال و هر حركت مفيد نشان داد ، مىفهميد كه قدرت يعنى چه و با قدرت چه بايد كرد و شناخت صحيح و بهره بردارى صحيح از قدرت را ادامه مىداد ، تاريخ بشرى يقينا از تاريخ حيات طبيعى محض به تاريخ حيات انسانى و سپس رو به تاريخ « حيات معقول » دگرگون مىگشت . ولى هيهات هر روزى كه مىگذرد قدرت در بدرترين وضعى ، وسيلهء وقيحترين فسادها مىگردد و روزنهء اميدى هم فعلا ديده نمىشود .