* ( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) * ( 1 ) . ( و آنان كه آيات ما را تكذيب كردهاند از آن جهت كه نمىدانند استدراج مىكنيم ) . يعنى آنانرا درجه به درجه پلَّه به پلَّه به هلاكت ساقط مىكنيم . در اينجا بايد در نظر داشته باشيم كه استدراج و مهلت كه نتيجه اى جز سقوط در ضلالت ندارد ، گمراه كردن اجبارى تبهكاران نيست ، بلكه سلب توفيق الهى است كه معلول فسق و فساد مستمرّ و عناد و جرأتى است كه بمقام شامخ الهى انجام مىدهند . در حقيقت كسانى كه مورد استدراج قرار مىگيرند و به آنان مهلت داده مىشود كه در نتيجه بر فسق و كفرشان افزوده مىشود ، خود موجب قطع توفيق و لطف و عنايت خداوندى از خودشان مىگردند . جلال الدّين مولوى هرچيزى را كه انسان را از خدا غافل كند ، استدراج مىداند -
اين كه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : و هو له بالمرصاد . ( و خداوند در كمين آن ستمكار است . ) اقتباس است از آيهء شريفه : * ( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ) * ( 2 ) . ( قطعا پروردگار تو در كمين است . ) ترديدى نيست در اين كه مقصود از رصد ( كمين و كمين گيرى ) در اين آيه و جملهء امير المؤمنين عليه السّلام معناى معمولى آن كه مكان مخفى از ديدگاه كسى كه براى او كمين گرفته شده است ، نيست ، زيرا خدا فوق مكان و زمان و آگاه و عالم برهمه چيز در همهء احوال است ، بلكه اين يك تشبيه معقول بر محسوس است كه مىخواهد آگاهى