تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
در حال ياد آورى معادشان مانند اخگر شعله ور مىگشتنداز طول سجودى كه انجام مىدادند ميان چشمانشان برآمدگى مانند زانوهاى بز نمودار مىشددر آن هنگام كه خدا بيادشان آورده مىشد ، چشمانشان چنان اشك مىباريد كه گريبانهايشان خيس و خود به اضطراب مىافتادندچنانكه درخت در روزى كه باد تند بوزد به اضطراب مىافتداين همه بيقرارى آنان به جهت ترس از كيفر بودو اميد پاداش .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 108 | محمد تقي جعفري