حكمت بالغهء خداوندى در مهلتى كه به ستمكاران مىدهد ، ممكن است امور متعدّدى باشد مانند آگاه ساختن ستمكار به وقاحت ستم و جورى كه انجام داده است . اين آگاه كردن ممكن است عواملى داشته باشد ، از آن جمله : شايد ستمكار نتايج و عواقب تعدّى و تجاوز ديگر ستمكاران را ببيند و اگر از اندك تعقّل برخوردار بوده باشد ، بگويد : قانون عالم وجود هيچ تفاوتى ميان من و ديگر ستمكاران نمىگذارد و با دريافت اين حقيقت ، دست از ستمكارىهاى خود بردارد و از ستمهائى كه در گذشته بر مخلوقات خدا روا داشته است ، پشيمان شود و آنها را جبران نمايد . خداوند سبحان در آيه اى از قرآن مجيد مىفرمايد : * ( وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ) * ( 1 ) . ( و گمان نكنند آنان كه كفر ورزيدهاند : جز اين نيست كه ما همه گونه وسائل براى آنان فراهم مىكنيم ، بصلاح و خير آنان مىباشد ، جز اين نيست كه براى آنان همهء وسائل را فراهم مىكنيم كه گناه [ بر گناهانشان ] بيفزايند و عذاب ذليل كننده اى براى آنان مقرّر شده است . ) البتّه معلوم است كه مقصود از : * ( لِيَزْدادُوا إِثْماً ) * ( تا گناه بر گناهانشان بيفزايند . ) غايت و غرض :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١١
ستمكار هرگز معناى مهلت را نمىفهمند و درك نمىكنند كه ممكن است ما بين علَّت و معلول ، عمل و عكس العمل گاهى فاصلههاى زمانى وجود داشته باشد كه گاهى خيلى طولانى مىباشد ، ولى بهر حال -
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوى ما آيد نداها را صدا
هامش
( 1 ) آل عمران آيهء 178 .