تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
پرستش يكى از غرائز اصيل انسانى است . آنچه كه موجب انكار و يا ترديد بعضى اشخاص در اين مسأله گشته است ، تنوّع موضوعات مورد پرستش و كيفيّتهاى روانى است كه در موقع پرستش بروز مىكنند . اعتراض بوسيلهء تنوّع در هر دو قلمرو موضوعى و درون ذاتى بدين ترتيب است كه گفته شده است : 1 - اگر پرستش يك غريزهء اصيل در انسانها بود ، نمىبايست اولاد آدم ( ع ) در انتخاب معبود اين همه اختلاف با يكديگر داشته باشند . 2 - اگر پرستش يك غريزه اصيل در انسانها بود ، نمىبايست كيفيّت روانى مردم در باره اين پديده آن همه اختلاف داشته باشد ، بطورى كه اين اختلاف گاهى در حدّ هستى و نيستى پرستش مىباشد . پاسخ اعتراض اوّل واضحتر از آن است كه نيازى به شرح و بسط زيادترى داشته باشد ، زيرا اگر بخواهيم اختلاف در موضوعات را كه مورد پرستش قرار گرفته‌اند ، دليل بىاساس بودن پديدهء پرستش تلقّى نمائيم ، بايد با كمال صراحت و قاطعانه دست از عقل و فعّاليّتهاى آن و وجدان و عمليّات آن برداريم ، زيرا اين دو عنصر بزرگ و اساسى درونى ما در افراد همهء اقوام و ملل ، موضوعات و قضايا و احكام مخصوصى را براى خود انتخاب مىكنند . آيا چنين نيست كه : مساوى قوم عند قوم محاسن ( بدىهاى قومى در نزد قوم ديگر نيكوئىها است ) آيا از ديدگاه علمى مىتوان اين پديده را كه عقول انسانها با يكديگر اختلاف دارند ، حتّى اين اختلاف در طول تاريخ موجب بروز شديدترين كشمكشها و پيكارها گشته و باعث ظهور صدها طرز تفكَّر مكتبى و جهان بينى گشته است ، دليل اسقاط عقل از كار و ارزش تلقّى كرد همچنين مىدانيم كه وجدانهاى اقوام و ملل در بارهء شئون زندگىشان با يكديگر اختلاف دارند . آيا اختلاف در سمت حركت كشتىها مىتواند بىاساس بودن قطبنما را اثبات كند