تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نا آگاه به بشر دستور مىدهند يا توصيه مىكنند كه پرستش چنين است و چنين بايد باشد اين دستور و توصيه عين همان است كه خودكامگان دوران ما در بارهء عشق و حقّ و آزادى انجام داده و بشريّت را تا حدّ يك ماشين بىارزش كه اسباب زحمت قدرتمندان خود كامه هم مىباشد ، پائين آورده‌اند . پاسخ اعتراض دوم كه اختلاف در كيفيّت روانى مردم را در بارهء پرستش پيش مىكشد و مىگويد : اين اختلاف دليل عدم اصالت غريزهء پرستش مىباشد ، چنين است كه اوّلا اختلاف در ديگر نيروها و غرائز درونى هم ، حكمفرما است ، بطورى كه مىتوان گفت : مردم در بهره بردارى از غرائز بقدرى متفاوت هستند كه گوئى : اصل هويّت غرائز آنان با يكديگر مختلف مىباشد . برخوردارى از انديشه براى بعضى از اشخاص فقط براى جلب لذائذ طبيعى و دفع ضررهاى طبيعى است ، در صورتى كه اشخاص ديگر انديشه را فقط براى كشف مجهولات علمى مىخواهند . گروهى ديگر انديشه را تنها در راه به كار بردن نبوغ هنرى خويش به كار مىاندازد . همهء ما باور مىكنيم كه عدّه اى از خود كامگان نابكار در همهء دورانها و در همهء جوامع نه فقط نيروهاى انديشه و نبوغهاى بسيار با اهمّيّت خود را در مسير تحصيل سلطه و اقتدار بر ديگران و تابع ساختن ارادهء مردم به ارادهء خويش صرف و مستهلك ساخته‌اند ، بلكه حتّى انديشه‌هاى بسيار با ارزش ديگران را هم در همين مسير تلف نموده‌اند ، آيا با اين حال ، مىتوان گفت كه انديشه‌ها و نبوغها را از مغزهاى مردم بزداييد ، زيرا عدّه اى از قدرت پرستان و جاه طلبان سوء استفاده‌هاى ويرانگر از اين نيروها نموده‌اند يا اين كه گفته شود : چون اختلافات زيادى در طرز برخوردارى از انديشه‌ها و نبوغها مىشود و موجب اختلاف آرمانها و سليقه‌ها مىگردد ، لذا بايد آنها را از ميان برداريم مسألهء ديگرى كه در موضوع پرستش وجود دارد و بايد مورد توجّه جدّى قرار بگيرد ، اينست كه بدانجهت كه هيچ موجودى جز خدا شايستهء پرستش