تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

چنان كه در بعضى از آيات آمده است ، مانند : * ( إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ) * ( 1 ) ( هنگامى كه خورشيد تيره و تاريك شد . . . ) * ( يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ ) * ( 2 ) ( و روزى كه زمين به غير اين زمين مبدّل مىگردد ) لذا ممكن است گفته شود : جهان خلق [ در برابر جهان امر و ملكوت ] هويّت طبيعى ( فيزيكى و شيميائى ) خود را از دست مىدهد و اگر با مشيّت الهى به بقاء خود ادامه بدهد ، با هويّت و چهره اى ماوراى طبيعى كه با ابديّت سنخيّت داشته باشد ، ادامه خواهد داد . مولوى مىگويد :

عالم افسرده است و نام او جماد جامد افسرده بود اى اوستاد باش تا خورشيد حشر آيد عيان تا ببينى جنبش جسم جهان چون عصاى موسى اينجا مار شد عقل را از ساكنان اخبار شد چون عصا از دست موسى گشت مار جمله عالم را بدين سان مىشمار بادهء خاك ترا چون زنده ساخت خاكها را جملگى بايد شناخت مرده زين سويند و ز ان سو زنده اند خامش اينجا و آن طرف گوينده اند چون از آن سوشان فرستد سوى ما آن عصا گردد سوى ما اژدها كوه‌ها هم لحن داودى شود آهن اندر كفّ او مومى بود باد ، حمّال سليمانى شود بحر با موسى سخندانى شود ماه با احمد ( ص ) اشارت بين شود نار ، ابراهيم را نسرين شود خاك قارون را چو مارى دركشد استن حنّانه آيد در رشد
هامش
( 1 ) . التّكوير آيهء 1 .
( 2 ) . ابراهيم آيهء 48 .