نوع يكم -
حكومتهائى بودند كه هدف آنان اشباع خود خواهىها و افزودن بر قدرتها و وصول به آمال و اميال خودشان بوده است كه اگر قوانين اجتماعى را هم اجرا مىكردند و توانائى تحقّق بخشيدن به همزيستى افراد و طبقات اجتماعشان را دارا بودند و آن را انجام مىدادند ، استفادهء ضمنى بوده است كه مردم اجتماعاتشان مىبردند و طبق همان مثالى كه مولوى آورده است : هيزم مىكشيدند و مىآوردند و براى بهره بردارى خودشان در اشباع خود خواهىها و كامكارىها و افزايش قدرتشان ، حمّام جامعه را گرم مىكردند .
مولوى چنين مىگويد :
شهوت دنيا مثال گلخن است
كه از او حمّام تقوى روشن است
ليك قسم متّقى زين تون صفا است
ز ان كه در گرمابه است و در تقا است
اغنياء مانندهء سرگين كشان
بهر آتش كردن گرمابه دان
اندر ايشان حرص بنهاده خدا
تا بود گرمابه گرم و با نوا
ترك اين تون گير و در گرما به ران
ترك تون را عين آن گرمابه دان
هر كه در تونست او چون خادم است
مرو را كاو صابر است و حازم است
هر كه در حمّام شد سيماى او
هست پيدا بر رخ زيباى او
تونيان را نيز سيما آشكار
از لباس و از رخان و از غبار
ور نبينى روش بويش را بگير
بو عصا آمد براى هر ضرير
ور ندارى بو در آرش در سخن
از حديث نو بدان راز كهن
( 1 ) در جاى ديگر مىگويد :
هود گرد مؤمنان خطَّى كشيد
تا زباد ، آن قوم او رنجى نديد
مؤمنان از دست باد ضائره
جمله بنشستند اندر دائره
باد طوفان بود و او كشتى عسى
هست از اين طوفان و اين كشتى بسى
هامش
( 1 ) . مثنوى دفتر چهارم نسخهء رمضانى - مثال دنيا چون گلخن ص 219 و 220 .