تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
انديشه بوده و از مقدّماتى بدست آمده است كه حدّ اقلّ نظم منطقى آنها ذهنى محض است ، و او خود ميداند كه نه عقل و انديشه قابل ديدن است و نه نظم منطقى آن مقدّمات كه جنبهء ذهنى محض دارد . سپس وجدان بايد اين شخص را متوجّه درون خود او نمايد و از او بپرسد : آيا احساس دارى آرى ، كو احساس تو كه آن را نمىبينى ، چرا خود را فريب مىدهى شخصيّت دارى آرى ، كو شخصيّت تو كه آن را نمىبينى چرا خود را فريب مىدهى آيا علَّت ديروزى كه در امروز معلولى را بوجود آورده وجود داشته است آرى ، كو آن علَّت زيرا نه شما آن را مىبينيد و نه من ، چرا خود را فريب بدهيم ، بهترين و منطقىترين راه اينست كه بگوئيم : چه علَّتى كدامين شرط و سبب معلولى كه امروز مىبينيم ، ناگهان و تصادفا و بى علَّت و از روى بخت و شانس و اتّفاق سر از زمين برآورده است آيا اين همه مسائل علمى محض كه موجودات و حوادث و جريانات كنونى عالم طبيعت را براى ما معنى مىكنند و رابطه و تكليف ما را در برابر آنها روشن مىنمايند ، به چه واقعيّاتى مستند مىباشند ، ما كه علل مادّى و صورى آنها را از ميلياردها سال تا پيش نديده‌ايم ، چگونه مىتوانيم با خود فريبى به خود بقبولانيم كه اين موجودات و حوادث و جريانات امروزى معلولات و دامنه‌هاى عللى هستند كه ما آنها را نديده و لمس نكرده‌ايم . اگر گفته شود : قانون عقلى وجود آنها را اثبات مىكند ، عين همين استدلال براى اثبات وجود خداوند نا محسوس نيز جريان دارد . آرى ، خداوند قابل شهود و قابل رؤيت است ، با چه وسيله اى بوسيلهء آن بينائى كه خدا نيروى آن را در درون ما بوديعت نهاده است ، اين همان بينائى است كه اگر يك انسان آن را به فعليّت نرساند و در همان حالت بذر بودن تباهش بسازد ، نه تنها خدا را رؤيت و شهود نخواهد كرد ، بلكه حتّى هيچ ارزش و عظمتى فوق غلطيدن در علفزار مادّه و مادّيّات براى او قابل فهم نخواهد