تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
با ارزش معادن ] و آنچه را كه صدفهاى دريا ، دهان مانند خنده باز نموده [ از خود بيرون مىآورند ] از فلزّ سيم و زر ( از معادن كوهها ) و درّ منثور و دانه‌هاى مرجان ( از صدفهاى درياها ) ببخشد ، در جود و بخشايش او تأثيرى نمىگذارد و گسترش و وفور آنچه را كه او دارا است ، فانى نمىسازد و قطعا از ذخائر قابل احسان آن قدر در نزد خدا وجود دارد كه خواسته‌هاى مردم آن را به پايان نمىرساند ، زيرا او است بخشاينده اى كه بر آوردن سؤال ( حاجت ) مسألت كنندگان از او نكاهد و مقاومت اصرار كنندگان در مسألت ، او را وادار به بخل و امساك ننمايد . ) مطالب مربوط به كم نشدن قدرت و احسان و نعمتهاى خداوندى با بذل و بخشش بى پايان در تفسير جملات اوّليّهء همين خطبه مطرح شده است ، مراجعه فرمائيد . امّا تفسير جملهء آخر ( مقاومت اصرار كنندگان در مسألت ، او را وادار به بخل و امساك نمىنمايد ) بدين ترتيب است كه احاطه و سلطهء مطلقهء الهى بر همهء اشياء و همهء انسانها و بر همهء خواسته‌ها و نيّتهاى آنان ، از يك طرف و بىپايان بودن نعمتها وجود و احسان خداوندى از طرف ديگر ، چنان است كه مقاومت اصرار كنندگان در خواستنها نه موجب غضب خداوندى مىباشد و نه موجب بخل و امساك آن وجود صمد و بى نياز مطلق . 41 ، 56 - فانظر أيّها السّائل : فما دلَّك القرآن عليه من صفته فائتمّ به و استضىء بنور هدايته ، و ما كلَّفك الشّيطان علمه ممّا ليس في الكتاب عليك فرضه و لا في سنّة النّبيّ صلَّى اللَّه عليه و آله و أئمّة الهدى أثره ، فكل علمه إلى اللَّه سبحانه ، فإنّ ذلك منتهى حقّ اللَّه عليك . و اعلم أنّ الرّاسخين في العلم هم الَّذين أغناهم عن اقتحام السّدد المضروبة دون الغيوب ، الإقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب ، فمدح اللَّه تعالى اعترافهم