تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و بقول آن شاعر ديگر : گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست . 24 ، 25 - ألأوّل الَّذى لم يكن له قبل فيكون شيء قبله و الآخر الَّذى ليس له بعد فيكون شيء بعده ( موجود اوّليكه براى او زمانى پيش از وجود او نبود تا چيزى پيش از او وجود داشته باشد ، و موجود آخريكه براى او زمانى بعد او از وجود نيست تا چيزى بعد از او وجود داشته باشد . )

او است قبل و بعد همهء موجودات و زمانها

مفاهيمى كه با دو كلمهء اوّل و آخر ابراز مىشود ، متعدّد است . از آن جمله :

1 - اوّل زمانى حقيقى -

عبارتست از لحظهء ( نقطهء ) نخستين زمان كه مىتوان آن را اوّل حقيقى زمان ناميد . اين اوّل ( آغاز ) مىتواند يكى از دو معنى را داشته باشد :

معناى يكم -

أوّلين رويداد از حركت كه در جهان هستى آغاز شده و منشأ زمان را بوجود آورده است .

معناى دوم -

اوّلين امتدادى كه يك درك كننده از حركت عينى انتزاع نموده است . مطابق همين مفهوم ، مفهوم متقابل اوّل كه آخر و پايان است قابل تصوّر مىباشد ، يعنى آخرين نقطه از حادثه و حركت كه در جهان هستى روى خواهد داد و پس از آن منشأى براى انتزاع زمان وجود نخواهد داشت يا آخرين درك كنندهء امتدادى كه از حركت در جهان هستى كشش زمان را دريافت خواهد نمود .