تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
خصومت با انسانها بدون علَّت مجوّز ، در حقيقت خصومت با مخلوقاتى است كه مورد مهر خداوندى مىباشند ، حتّى بيطرفى و بى اعتنائى به انسانها نيز مطابق آنچه كه گفته شد : « انسانها مورد مهر خداوندى هستند » انحراف از جادّهء حقيقت است . امير المؤمنين ( ع ) در جملهء بعدى مىفرمايد : « روزى مخلوقات را تضمين و توشه‌هاى آنان را مقدّر فرموده است » براى توضيح اين مسأله رجوع شود به مجلَّد 4 ص 68 و از ص 82 تا 86 - سپس مىفرمايد : « و راه مشتاقان ديدارش را و جويندگان الطافش را هموار فرموده است » براستى ، در اين زندگانى ، آن كسانى كه نمىدانند يا مىدانند و اهمّيّت نمىدهند با اين كه اگر خداوند راهى براى يافتن توفيق ديدارش هموار نمىكرد ، اشتياق ديدار و جستجوى خود را در دلهاى انسانها شعله ور نمىساخت ، چگونه مىانديشند مگر نمىدانند كه -
اگر نخواهم داد خود ننمايمش چونش كردم بسته دل بگشايمش اين دعا هم بخشش و انعام تست ورنه در گلخن گلستان از چه رست
23 ، - و ليس بما سئل بأجود منه بما لم يسئل ( بخشايش خداوند متعال به آن چه كه مورد مسألت قرار گرفته است بيشتر از بخشايش در موردى كه از او مسئلت نشده است ، نمىباشد )

اينست معناى جود بى پايان و بى نياز از انگيزه

بدانجهت كه خداوند سبحان هر چه را كه به بندگانش عنايت مىفرمايد ، بمقتضاى فيّاضيّت مطلقه وجود محض او بر بندگانش است كه آنان را براى تمتّع و برخوردارى از فيض وجود خود آفريده است ، مگر اين كه انسانى خود را از مجراى اين فيض وجود بر كنار بسازد -
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 277 | محمد تقي جعفري