موارد مزبور مىتوان مقصود امام عليه السّلام را با نظر به مجموع جملات مربوطه دريافت نمود . در خطبه اى كه ما در اينجا تفسير مىكنيم ، مطالب متعدّدى وجود دارد كه با مسائلى كه حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در اين احتجاج طرح فرموده است قابل توضيح و تفسير مىباشند و با اين حال ، ما هر يك از جملات اين خطبه را مانند ديگر خطبههاى امير المؤمنين عليه السّلام مورد تفسير قرار مىدهيم :
12 ، 17 - الحمد للَّه الَّذى لا يفره المنع و الجمود ، و لا يكديه الإعطاء و الجود ، إذ كلّ معط منتقص سواه ، و كلّ مانع مذموم ما خلاه و هو المنّان بفوائد النّعم و عوائد المزيد و القسم ( حمد مر خداوندى راست كه ممنوع ساختن ( مردم از احسان خود ) و جمود ( امساك از بخشش ) چيزى بر او نمىافزايد و بخشش و احسان بر مخلوقات او را دچار فقر نمىسازد ، زيرا هر بخشنده اى جز او نقصان مىپذيرد و هر منع كننده اى جز او مورد توبيخ است . و اوست كه با فوائد نعمتها و فراوانى منافع و قسمتها [ كه به بندگانش عنايت مىفرمايد ] احسانگرى مىنمايد .
امساك و عدم بخشش چيزى بر او نمىافزايد و عطا وجود او را دچار فقر نمىسازد
براى توضيح و فهم اين مسألهء بسيار مهمّ ، باز بايد به درون خود مراجعه كنيم ، آيا با بذل علم به ديگران از علم شما كاسته مىشود اگر علم خود را از ديگران مضايقه كرديد ، بر علم شما افزوده مىشود هيچ ترديدى در اين نيست كه پاسخ هر دو سؤال منفى است . آيا وقتى كه بيك فرد يا يك جامعه عدالت