مادّيّات مىباشد .
6 - هيچ موجود و هيچ نيروئى نمىتواند مانع حفظ و نگهدارى خداوندى در بارهء موجودات بوده باشد -
باد ما و بود ما از داد تست
هستى ما جمله از ايجاد تست
لذّت هستى نمودى نيست را
عاشق خود كرده بودى نيست را
لذّت انعام خود را وامگير
نقل و باده و جام خود را وامگير
و ربگيرى كيت جست و جو كند
نقش با نقّاش چون نيرو كند
ما نبوديم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهء ما مىشنود
مولوى
7 - حقيقت ارتباط خداوندى را با موجودات و چگونگى تصرّف و امساك و حفظ آنها را هيچ كسى از مخلوقات نمىداند فقط خداوند عزّ و جلّ است كه عالم مطلق به هستى و چگونگى ارتباط و فعّاليّتهاى خود در بارهء هستى است ، و نيز انسانهائى از رسولان خداوندى كه خداوند آنان را بر امور مزبور مطلَّع ساخته است و همچنين انسانهائى كه شايستگى راز دارى الهى را دارا مىباشند و حافظان امر او و خزانه داران حكمت او و پيشتازان قائم به شريعت او هستند . اين انسانهاى وارسته و سالكان طريق كمال و آشنايان عظمت جلال و جمال ربوبى هستند كه به مقدار ظرفيّت و امكان وجودى خود از امور مطَّلعند . دلائل عقلى و نقلى بطور فراوان اين حقيقت را اثبات كردهاند كه رهائى از آلودگىهاى حيوانى و نجات از بيماريهاى گوناگون خود خواهى و تهذّب با كسب فضائل انسانى و تخلَّق به اخلاق اللَّه و تأدّب به آداب اللَّه موجب بر كنار شدن حجاب جهل از جلو بينائى درونى آدمى گشته و درون آدمى را در معرض تابش انوار ربّانى قرار مىدهد ، نتيجهء اين رشد و كمال ، حصول آگاهىها و روشنائىهائى خاصّ در بارهء واقعيّات هستى است كه با فعّاليّتهاى عادى مغز كه متّكى به حواسّ و ديگر وسائل شناخت است ، قابل اكتساب