صفات خداوندى در دو جلوه گاه ، انسانها را در معرفت آن ذات پاك كمك مىكند : جلوه گاه يكم جهان هستى است كه زيبائى و عظمت و نظم هستى مىتواند بيانگر صفات جماليّه و جلاليّهء خداوندى بوده باشد .
جلوه گاه دوم جهان درونى است ، به توضيح اين كه هر اندازه معرفت آدمى در بارهء هستى و شئون آن عميقتر و نابتر مىگردد و هر اندازه در تهذّب درونى و تخلَّق به اخلاق اللَّه پيشرفت مىنمايد ، بمعرفت صفات اللَّه بيشتر موفّق و نائل مىگردد .
و روايتى كه در بحث قبلى ( شمارهء 14 ) متذكَّر شديم ، همين دريافت درونى را در بارهء صفات خداوند نيز شامل مىشود ، يعنى مىتوان با شناخت همه - جانبهء نفس ، روشنائىهائى بسيار مهمّ در بارهء صفات خداوندى را بدست آورد .
اسماء خداوندى ، مخصوصا آن اسمائى كه خداوند متعال بوسيلهء پيامبران عظام و كتب آسمانى ابلاغ فرموده است ، آن معانى را براى ما ارائه مىدهند كه نمونه هائى اگر چه بسيار ناچيز از آنها را در درون خود در مىيابيم . وقتى كه نامهاى مقدّس عليم ، لطيف ، رحمان ، قدير و غير ذلك را در نظر مىآوريم ، از روشنائى اندكى كه در بارهء معانى علم ، لطف ، رحمت و قدرت داريم ، مىتوانيم با اضافه كردن بىنهايت و استقلال و استغناى مطلق به آن معانى ، تا حدودى معانى آن اسماء مقدّس را درك كنيم ، ولى نه كاملا و مشروحا .
اين گونه معارف در بارهء خداوند سبحان كه در اين مبحث مطرح شد ، نيازى به ديدن از راه چشم و شنيدن از راه گوش و لمس با دست و احاطهء ذهنى و قلبى ندارد .
16 - فلو كانت صفاته جلّ ثناؤه لا تدلّ عليه و أسماؤه لا تدعوا إليه و المعلمة من الخلق لا تدركه لمعناه ، كانت العبادة من الخلق لأسمائه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٢