تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مطرح شود و مقتضى محدوديّت متعلَّق خود نباشد . امّا تطبيق اين قاعده بر خداوند متعال چنين است كه هر يك از صفات و اسماء خداوندى بيان كنندهء نوعى از كمال و تماميّت آن موجود اقدس است نه اين كه مدلول و مفاد هر يك از صفات و اسماء موصوف و معناى مستقلَّى داشته باشد كه نتيجهء آن تركيب ذات است و تركيب در ذات اقدس ربوبى راه ندارد . و اين بيان امام علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللَّه و سلامه عليه ، بيان نهائى در بارهء صفات و اسماء خداوندى است و براى تفسير « صفت و موصوف » و « اسم معنى » در بارهء خداوند تبارك و تعالى هيچ راه ديگرى وجود ندارد و فقط همين بيان امام است كه حلّ كنندهء همهء مشكلات در مسئلهء فوق است :
عباراتنا شتّى و حسنك واحد و كلّ إلى ذاك الجمال يشير
( عبارات ما مختلف و متنوّع و پراكنده است ولى زيبائى تو يكى است و همهء آن عبارات به آن جمال مطلق اشاره مىكند )
اين همه تصوير گوناگون كه در تعبير ما است در نهايت جز جمال واحدى معناش نيست صد هزار انگشت ايماگر بر آيد ز آستين مقصدى غير از هلال نيّر يكتاش نيست
14 - . . . و ليس يحلّ باللَّه جلّ و تقدّس شيء من ذلك حتّى يعرفه خلقه بمعرفتهم أنفسهم بالضّرورة الَّتى ذكرنا . ( و براى خداوند جلّ و تقدّس اسناد هيچيك از آن مفاهيم محدود - كننده امكان پذير نيست تا مخلوقات او با معرفتى كه در بارهء نفس خود پيدا مىكنند او را بشناسند . اين اصل بر مبناى ضرورتى است كه متذكَّر شديم ) نسبت دادن هيچ يك از مختصّات اجسام در بارهء خداوند امكان ندارد