متفكَّران مغرب زمين دورانهاى اخير ابراز مىداريم كه به جهت افراط بى جا در طبيعت گرائى و روش وضعى عينى ، جوامع خود و ديگران را از تفكَّرات پر بارشان محروم ساختهاند .
نتيجه بنا كردن ديوار چينى كه بعضى از متفكَّران مغرب زمين ما بين جنبههاى روحى و ماوراى طبيعى جهانبينى و جنبههاى طبيعى و عينى آن انجام دادهاند ، موجب شكست فاحش مغزها در ارائهء نظام كامل در جهان بينى و فلسفه بوده و اين مغزهاى بزرگ به بيان بعضى از مطالب گسيخته و جالب قناعت مىورزند .
جملات زير را از كتاب « معرفت از ديدگاه متفكَّرين اسلامى » تأليف آقاى دكتر محمّد غلاب مورد دقّت قرار بدهيم : « معرفت متافيزيكى آن عرفان اعلاست كه همهء انواع معرفت را در بر مىگيرد ، در عين حال خود را در موقعيّت هيچيك از آنها قرار نمىدهد ، بلكه همهء آن انواع را مىشناسد و اصول و مبادى آنها را در مىيابد و با اين شناخت و دريافت و احاطه بر آنها ، وحدت آنها را تضمين مىنمايد . جاك ماريتان يكى از تجديد كنندگان مكتب توما چنين مىگويد : « حقّ اينست كه معرفت متافيزيكى نه به افزايش توليد علوم تجربى استخدام مىشود و نه به اكتشاف و ابتكار در قلمروهاى عالم پديدهها افتخار مىكند ، و عظمت معرفت متافيزيكى هم در همين است ، اين مطلب را ارسطو از دير - زمان تثبيت كرده است كه « معرفت متافيزيكى در استخدام هيچ چيزى قرار نمىگيرد زيرا اين معرفت فوق همهء خدمتهاست » اين معرفت ذاتا شايستهء فهميدن است زيرا اگر اين معرفت براى خدمت به شناخت پديدهها بوجود آمده باشد ، بيهوده بوده و برترى بر آنها نخواهد داشت . آن معرفت متافيزيكى كه خود را بار از آنچه موجود است تطبيق نمىكند ، بلكه به شناخت واقعيّاتى كه در اين لحظه يا آن لحظه تحقّق پيدا مىكند ، مىپردازد ، معيوب و منحرف است ، خواه از
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٢