تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
كيهانى را پر كرده است ، لطف و عنايت ربّانيّت را شامل حال اين دردمندان كه از پديدهء حيات جز اندوه و ناله بر آنها چيزى نمانده است ، بفرما . 5 ، 6 - وَفِى دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْبٍ وَمَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ ( براى شما مردم در مشقّت و سختىهائى كه رو به سوى آنها مىرويد و در آن حوادث بزرگى كه پشت سر گذاشته‌ايد ، عواملى براى عبرت و تجربه وجود دارد ) .

براى انسانهاى هشيار ، حوادث روزگاران اوراق كتابى است كه براى « حيات معقول » آنان نوشته شده است . چه پر معنى است اين كتاب براى كسانى كه قصد خواندن آن را داشته باشند

واقعا وضع ما آدميزادگان شگفتآور است ، اگر در صدد آموزش بر آئيم ، از حركت مورچه اى كه پوست جوى را به دهان گرفته و روانهء لانهء محقّرش مىباشد ، تا در زمستان قوت و توشهء زندگى خود را زير سر داشته باشد ، [ حركت هدفدار ] درسهايى براى گرديدن فرا مىگيريم كه حتّى ممكن است صدها مجلَّد كتاب نتواند از عهدهء تعليم يكى از آن دروس برآيد و اگر بخواهيم بىاعتنائى به واقعيّات و حقائق نمائيم چنان از آنها مىتوانيم چشم بپوشيم و بگذريم كه گوئى زندگى ما در خلأ محض سپرى مىشود ، يا اصلا چشم نداريم تا چيزى را ببينيم و يا در ديدگاه ما چيزى براى ديدن وجود ندارد ما يا گوش نداريم ، و يا صدا و لفظى براى شنيدن وجود ندارد ما يا عقل و خرد نداريم و يا مادّه و قضيّه اى براى تعقّل و اعمال خرد وجود ندارد در آن هنگام كه رويدادهاى آموزنده كه تبلور گاه اصول و قوانين پايدار مىباشند نتوانند ما را براى آموزش به خود جلب نمايند ، اگر سراغ عامل اصلى اين بيخيالى و چشم پوشى را