گويا هنوز وقت آن نرسيده است كه بشر به وجود اصل و قانون براى وجود خويش اعتراف كند ولى تأخير ما آدميزادگان در اعتراف به اين كه ما در هر حال و شرائط كه باشيم ، « قانونى وجود دارد كه بايستگىهاى ما را بيان مىكند » و واقعيّاتى وجود دارد كه « آن چنان كه هستيم » ما را در بردارد چيزى جز تأخير در رشد مطلوب ما نيست . بايد اين حقيقت را بدانيم كه فقط خدا است كه هيچ اصل و قانونى خارج از ذات او نمىتواند هويّت او را تفسير كند و براى او « بايستگى » ايجاد كند زيرا او است خالق همهء اصول و جاعل همهء قوانين .
و بهر حال و با هر تفسيرى كه براى هويّت بشر داشته باشيم ، او هرگز نخواهد توانست حتّى يك لحظه از زندگى بر روى زمين را بدون اصل و قانونى كه بيرون از اختيار و خواستههاى او است ، سپرى نمايد .
اطمينان بخشترين طرقى كه انسان مىتواند براى « حيات معقول » خود در اين دنيا انتخاب كند ، بايد از مبدئى باشد كه همهء حقائق و نهادها و اسرار وجودى او را « آن چنان كه هست » بداند و همچنين طريق انتخاب شده بايد به همان مبدء مستند باشد كه همهء بايستگىها و شايستگىهاى انسان را در ارتباط وى با طبيعت و با ديگر همنوعان و با خويشتن و با خدا بداند و در اختيار او بگذارد . همهء صاحبنظران همهء جانبه نگر مىدانند كه نشان دهندگان اين طريق حيات بخش رسولان الهى هستند كه از طرف خداوند حكيم و مهربان و داناى مطلق در ميان انسانها مبعوث شدهاند . آيات قرآنى بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه يكى از هدفهاى حياتبخش بعثت پيامبران عظام منتفى ساختن اختلافات تباه كننده از اقوام و ملل بوده است . در بعضى از آيات اتّحاد ناشى از برگزيدن طريق رسول اللَّه را نعمت معرّفى مىنمايد .
* ( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ الله لَكُمْ آياتِه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠