تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
زمانى وجود دارد ، در صورتى كه علَّت مفروض در همان لحظه كه بوجود آمده است ، منهاى كشش زمان معلول خود را وارد پهنهء هستى نموده و اين موضعگيرى ما است كه آن فاصلهء زمانى يا مكانى را واقعيّت بخشيده است . بنا بر اين ، ستمكاران فريب عدم مشاهدهء عينى نتيجهء ستم و جورى را كه انجام مىدهند ، مىخورند و نمىدانند .

خداوند سبحان شكست خوردگان مستضعف را پس از آزمايشها و عبور از تنگناها پيروز مىگرداند و شكست آنانرا جبران مىنمايد

در آغاز اين مبحث گفتيم كه ارزش و عظمت حيات موقعى روشن مىشود كه با مشقّت و زحمت و تكاپو و تلاش ادامه پيدا كند . كسانى كه توقّع دارند حيات را مانند شربتى گوارا در يك ليوان مرصّع در قصرى با شكوه [ در آنجا كه خواسته‌هاى آنان در همان لحظهء خواستن بر آورده مىشود ] به گلويشان ريخته شود ، هرگز طعم ارزش و عظمت حيات را نخواهند چشيد . و به همين جهت بوده است كه در همهء دورانهاى تاريخ و در همهء اقوام و ملل اشخاصى كه بدون زحمت و تكاپو در رفاه و آسايش بوده‌اند ، نتوانسته‌اند فلسفه و هدفى معقول براى زندگى خود دريابند . بىجهت نيست كه انسانهاى امروزه در جوامع فراوانى حيات خود را بعنوان يك پديدهء جبرى به دوش مىكشند ، نه اين كه با اشتياق وصول به هدف معقولى زندگى مىنمايند . علَّت كشش جبرى زندگى همان است كه متذكَّر شديم كه زندگى جبرى ماشينى بسراغ آنان مىآيد و خواسته‌هاى تعيين شده خود را با نظم ماشينى محض در مىيابند . لذا حيات آنان نه هدفى ما فوق همان پديده‌هاى ماشينى تعيين شده مىشناسد و نه احتياجى به تكاپو و تلاش براى استمرار حيات مىبينند . خداوند متعال در آياتى از قرآن مجيد همين معنى را تذكَّر داده است از آن جمله : * ( وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ ) *