نيز قانون خداوندى اينست كه پاداش نيكوكاران و انسانهائى كه در سبقت بر خيرات تكاپو مىكنند در موقع و شرايط معينى به فعليّت مىرسد . جملهء مورد تفسير كه مىفرمايد : خداوند متعال هرگز جبّاران دورانى را شكست نداده است مگر پس از مهلت و آسايشى كه در آن غوطه ور بودهاند . ناظر به قانون عمل و عكس العمل و علَّت و معلول است كه با شرائط و موقعيّتهاى معيّنى بجريان مىافتند . ستمكار و هر مرتكب زشتى و نابكارى در همان لحظه كه ستم مىكند و كار زشت را انجام مىدهد ، مجازات درونى در همان لحظه شروع مىگردد ، نهايت امر شعورى براى درك و فهم آن ندارد .
از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد
پيش از نشانه خيزد از دل فغان كمان را
صائب تبريزى
گفتيم اگر انسان نيكوكار عمل نيك انجام بدهد پاداش درونى را در همان لحظه مستحقّ مىگردد ، اگر چه بروز عينى آن پاداش ساليان متمادى طول بكشد ، بلكه ممكن است اصلا نمود عينى پاداش عمل نيك را در اين دنيا مشاهده نكند و بماند براى ابديّت . امتداد زمان و انتزاع ساعت و روز و ماه و سال و قرن و غير ذلك فقط براى ما خاك نشينان معنى مىدهد كه با زمان - سنج مغزى كه داريم آنها را براى خود مطرح مىكنيم ، در صورتى كه آن واقعيّات پشت پردهء طبيعت كه قانون عمل و عكس العمل ، كار و نتيجهء بر مبناى آنها در جريان است ، هيچ ارتباطى با آن مفاهيم ( ساعت و روز . . . ) ندارد .
لا مكانى كه در او نور خدا است
ماضى و مستقبل و حالش كجاست
كشش زمان مانند گسترش مكان و فضا براى ما مطرح است كه بوسيلهء كالبد مادّى و اجزاء و نيروهاى مادّى با جهان طبيعى در ارتباط قرار مىگيريم در نتيجه مثلا علَّت را امروز بوجود مىآوريم و گمان مىكنيم كه فقط علَّت بطور مجرّد امروز بوجود آمده است و معلولى كه پس از ماهها يا سالها حتّى پس از قرنها بوجود مىآيد ، واقعيّتى است كه ما بين آن و علَّتش آن همه فاصله