جبر تو خفتن بود در ره مخسب
تا نبينى آن در و درگه مخسب ( 1 ) هان مخسب اى جبرى بىاعتبار
جز به زير آن درخت ميوه دار
تا كه شاخ افشان كند هر لحظه باد
بر سر خفته بريزد نقل و زاد
جبر خفتن در ميان رهزنان
مرغ بىهنگام كى يابد امان
اين قدر عقلى كه دارى گم شود
سر كه عقل از وى بپرّد دم بود
ز ان كه بىشكرى بود شوم و شنار
مىبرد بىشكر را تا قعر نار
گر توكَّل ميكنى در كار كن
كسب كن پس تكيه بر جبّار كن
تكيه بر جبّار كن تا وارهى
ورنه افتى در بلاى گمرهى
3 - توكَّل حقيقى موجب اطمينان و آرامش در كارها مىباشد
يعنى پس از آنكه انسان متوكَّل همهء آگاهىها و كوششهاى ممكن را به كار برد و اقدام نمود ، بدانجهت كه بوسيلهء توكَّل ، خدا را ناظر كار خود ميداند ، و خود نيز تقصيرى در مقدّمات و اسباب اختيارى كار انجام نداده است ، لذا با كمال آرامش و اطمينان خاطر دست به كار مىشود . در يكى از آيات شريفه چنين مىخوانيم : * ( قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى الله كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي ) * ( 1 ) ( علم پروردگار ما بر همه چيز گسترده و احاطه دارد ، ما به خدا توكَّل كردهايم )
هامش
( 1 ) . توبيخى كه در اين ابيات به جبر گرائى ديده مىشود ، ممكن است به نظر بعضى از مطالعه - كنندگان محترم بىمورد جلوه كند ، ولى اين توبيخ بسيار با مورد است ، زيرا افراد فراوانى از مردم از پديدهء توكَّل كه فوق العاده سازنده و اميد بخش است جبر گرائى را نتيجه مىگيرند و گمان مىبرند معناى توكَّل بر خدا ، يعنى مردم هيچ اختيارى از خود ندارند
( 1 ) . توبيخى كه در اين ابيات به جبر گرائى ديده مىشود ، ممكن است به نظر بعضى از مطالعه - كنندگان محترم بىمورد جلوه كند ، ولى اين توبيخ بسيار با مورد است ، زيرا افراد فراوانى از مردم از پديدهء توكَّل كه فوق العاده سازنده و اميد بخش است جبر گرائى را نتيجه مىگيرند و گمان مىبرند معناى توكَّل بر خدا ، يعنى مردم هيچ اختيارى از خود ندارند