تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
صحيح عبارت چنين است : « كدامين چوب ( چوبهء دار را ) فاسد خواهى كرد » ملاحظه مىشود كه اين جملهء جنيد نه تنها خبر دادن از يك رويدادى در آينده است ، بلكه با به كار بردن كلمهء « تفسدها » مىخواهد گمراهى حلَّاج را بيان نمايد . اساسىترين شرط گرداندن كه همان ساختن و تربيت است ، اينست كه حتما بايد مربّى آنچه را كه مىخواهد در متربّى مورد تربيت خود بوجود بياورد ، دارا بوده باشد . دلائل عقلى و نقلى بر اين شرط بقدرى فراوان است كه هيچ نيازى به تفصيل ندارد .
عين ممكن به براهين خرد نتواند كه شود هست به خود چون ز هستيش نباشد اثرى چون به هستى رسد از وى دگرى ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش خشك لب را كه شود زاب تهى نايد از وى صفت آبدهى
( 1 )

يك - گرداندن ( ساختن ) با بعد شناخت علمى

همان ضرورتى كه شناخت علمى هستى و اجزاء آن براى گرديدن وجود دارد ، قطعا در مسير گرداندن نيز محقّق است . شناخت علمى هستى با هدفگيرى واقعيابى كه موضوعش آيات الهى در آفاق و انفس است ، به اندازهء مطلوبيّت « حيات معقول » كه زمينه را براى عرفان مثبت آماده مىكند ، مطلوبيّت دارد . آن كسى كه مىخواهد در اين دنيا يا از اين دنيا عروج كند ، چگونه مىتواند بدون شناخت واقعى اين دنيا ، احساس كند و بفهمد كه عروج نموده است هيچ كسى در اين حقيقت ترديد ندارد كه روح آدمى بهر اندازه از تجرّد هم رسيده باشد ، نمىتواند واقعيّات جهان هستى را از قانون خود بر كنار كند ، مثلا نمىتواند روز را شب و شب را روز نمايد و جسمى را كه در فضاى زمين رها مىكند ، بجاى اين كه آن جسم به زمين سقوط كند ، راهى ستارهء شعراى يمانى گردد و بالاتر
هامش
( 1 ) . نفحات الانس - عبد الرّحمن جامى ص 151 از انتشارات كتابفروشى سعدى سال 1336 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71 | محمد تقي جعفري