همچنين يك انسان روشن ضمير و پاكدل واقعيّاتى را در بارهء جهان و انسانها ميداند و مىپذيرد كه انسان تيره دل و از خود بيگانه و شهوت طلب و شهرت پرست آنها را نمىداند و نمىپذيرد و اگر هم روزنه هائى براى ديدن آن واقعيّات در برابر چشمانش باز شود ، بجاى مشاهدهء آن واقعيّات ، يا ديد چشمانش مختلّ مىگردد و يا در صدد ستيز و مبارزه با آن روزنهها بر مىآيد و با بستن آن روزنههاى روشنگر خود را موفّق در مىيابد ، چنان كه خفّاش با بستن هر گونه سوراخى كه پيام نور خورشيد را براى او بياورد ، خود را موفّق به هدف اعلاى هستى خود مىبيند . لذا بايد گفت : گرديدن با بعد عرفانى اين نتيجه را در بر دارد كه انسان در هر موقعيّت كه قرار بگيرد ، معلومات و كيفيّت وجودى خود را با يك شهود نورانى عرفانى منوّر مىنمايد ، يعنى حقائق هستى اساسىترين مبناى خود را كه نور ربّانى و جاذبه ربوبى است . در هر موقعيّتى از گرديدن بمناسبت همان موقعيّت به انسان ارائه مىكند .
هفت - گرديدن با بعد مذهبى
،
معرفت حاصله از گرديدن با بعد مذهبى ، در حقيقت همهء ابعاد ششگانهء گذشته را در بر مىگيرد ، زيرا چنان كه در گذشته اشاره كرديم : دين اسلام شناخت هستى و برقرار كردن رابطهء مثبت با همهء ابعاد هستى را كه وابسته به هستى آفرين است ، لازم ميداند . اين مدّعا در تفسير همين خطبه با كمال وضوح اثبات خواهد گشت .
4 - گرداندن و ساختن با ابعاد هفتگانهء معرفت
مىتوان گفت : هر انسانى كه در قلمرو معرفت عرفان اسلامى و گرديدن تكاملى روحى قرار بگيرد ، قطعى است كه او مىتواند ديگران را نيز در مسير آن گرديدن قرار بدهد . نورانيّتى كه از معرفت عرفانى و گرديدن صحيح در يك انسان بوجود مىآيد ، عامل روشنگرى و تنوير روحى ديگران را در بر دارد ، مانند به ميوه رسيدن يك درخت . اين قضيّهء كه « من مىروم و مىرسم و