تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
هستى شناسى خود را اشباع نمايد و اين همان حسّ بسيار با ارزش است كه آدمى را به فهم و انتزاع قوانين كلَّى علوم از محسوسات جزئى جهان هستى وادار مىنمايد . نسبت فلسفه به اين معنى به حكمت ، نسبت علم به عمل ( نسبت آموختن به گرديدن ) مىباشد . تربيت فلسفى غير از تعليم فلسفه است . تعليم و تعلَّم فلسفه مخصوصا با روش حرفه اى آن ، كار زياد دشوارى نيست . آنچه كه مهمّ و دشوار است ، تربيت فلسفى است كه نخست ذهن آمادهء درك حقائق فلسفى گردد و سپس من انسانى با درك مبادى و اصول كلَّى هستى شناسى ، گسترش پيدا كند و آن عالم اكبر كه بقول امير المؤمنين عليه السّلام در درون آدمى است ، از صورت اجمال در من انسانى به صورت تفصيل در آيد . بنا بر اين تربيت و گرداندن فلسفى يعنى به فعليّت رساندن عالم اجمالى هستى در من به صورت تفصيلى آن .

سه - گرداندن شهودى

به نظر مىرسد كه ما هيچ گونه وسيله اى مستقيم براى تربيت شهودى در دست نداريم . به اين معنى كه ما نمىتوانيم وسيله اى داشته باشيم كه مستقيما شخصى را وادار به شهود حقائق بنمائيم . آنچه كه مىتوان انجام داد آماده كردن مقدّمات مغزى و روانى براى شهود است ، مانند تشويق مؤكَّد به تمركز قواى مغزى و تحريك براى بدست آوردن توانائى بر آزاد ساختن مغز از اصول و مفاهيم پيش ساخته و راكد ، و آشنا ساختن متربّى ( مورد تربيت ) با استعدادهاى ناشناختهء مغز و روان و غير ذلك . و لذا گفته مىشود :
من ترا بردم فراز قلَّه هان بعد از آن تو از درون خود بخوان
اين نكته را بايد در نظر داشته باشيم كه آنچه در تربيتهاى شهودى امكانپذير مىباشد ، دو نوع شهود است : نوع يكم - شهود هستى بطور كلَّى كه براى سالكان تكاپوگر معرفت دست مىدهد . نوع دوم - شهود بعضى از واقعيّات عالم هستى و ماوراى طبيعت . و امّا شهود همهء حقائق و واقعيّات
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 74 | محمد تقي جعفري