به همين جهت است كه با كمال اطمينان مىگوئيم : ما نزاع و تضادّى ميان گرديدن علمى و فلسفى و شهودى و اخلاقى و حكمى و عرفانى و مذهبى به هيچ وجه نمىبينيم ، آنچه كه مىبينيم عبارتست از كم ظرفيّتى و محدودنگرى كه متأسّفانه بعضى از متفكَّران را از پويندگى همه جانبه در مسير گرديدن باز مىدارد .
سه - گرديدن با بعد شهودى -
قدرت شهود راستين در ايجاد گرديدن در مباحث عرفان خواهد آمد .
چهار - گرديدن با بعد اخلاقى -
بدان جهت كه مقصود از گرديدن در عرفان اسلامى تحوّل و دگرگونى بسوى كمال است ، مىتوان گفت اخلاق فاضله كه نمود يا مقدّمه اى بر اخلاق اللَّه است ركن اساسى گرديدن مىباشد لذا بايد گفت : نخست تخلَّق به اخلاق فاضله سپس ورود به عرفان اسلامى يك اشتباه بزرگ براى عدّهء فراوانى از مردم در حركت عرفانى بوجود مىآيد كه بايد از آن اجتناب شود . آن اشتباه اينست كه به جهت جاذبيّت شديدى كه عرفان مخصوصا در متون شعرى و نثرى ادبيّات فارسى دارد ، عدّه اى فراوان از مردم پيش از گرديدن اخلاقى به گرديدن عرفانى جهش مىكنند و و با اين بلوغ زودرس كه بايد گفت : بلوغ نابهنگام است روح خود را در معرض نوسانات و قبض و بسطهاى مجازى قرار مىدهند و بدانجهت كه تكليف خود را با جهان هستى و خويشتن به خوبى تصفيه و تنظيم ننمودهاند ، به پرتگاههاى يأس و نوميدى و افسردگى سقوط مىكنند . اگر ما عرفان اسلامى را به گرديدن تكاملى در جاذبهء ربوبى تفسير نماييم ، [ و حتما چنين است ] اين گرديدن بدون آمادگى روح به هيچ وجه امكان پذير نخواهد بود .
لذائذ وجد و حال و هيجان عرفانى بدون پاك كردن درون از رذائل و كثافتهاى اخلاقى ، با لذّت اپيكورى هم ريشه مىباشند . مادامى كه حسادت و بخل و انحصارگرائى در امتيازات و خودخواهى با انواع گوناگونش و اسارت در