زنجير احساسات خام و زودگذر و مطلق ديدن آرمانهاى شخصى و تعدّى و كبر و نخوت كه گاهى در صورت تواضع شديد جلوه گر مىگردد و محبوبيّت - پرستى و شهرت خواهى از درون آدمى منتفى نگردند ، ادّعاى گرديدن عرفانى و وصول به عرفان واقعى اسلامى ، خلاف واقع بوده و خود همين ادّعا با وجود آن رذائل درونى ، يكى از تباه كننده ترين رذائل است كه به تنهائى براى ركود يك روح كفايت مىكند .
آن انسانى كه هنوز « آنچه را كه به خود نمىپسندد » بر ديگران مىپسندد « و هنوز » آنچه را كه به خود مىپسندد بر ديگران نمىپسندد « از عرفان الهى هيچ بهره اى نخواهد برد . آن كس كه هنوز نمىداند كه توقّع نتيجه بدون كار بزرگترين عامل تباهى اخلاقى انسانى است و هنوز طعم نظم در كار را نچشيده است ، از عرفان بجز حالات لذيذ روانى زودگذر نصيبى نخواهد داشت . تا يك انسان از صفات نيكوى خيرخواهى و خير انديشى و صبر و شكيبائى و ظرفيّت در برابر رويدادهاى سخت و در موقع روى آوردن امتيازات برخوردار نباشد ، از گرديدن عرفانى قطعا محروم خواهد ماند . از يك جهت مىتوان گفت كه چون عرفان اسلامى عبارتست از تخلَّق به اخلاق اللَّه ، لذا توقّع اين مقام عالى بدون تخلَّق به اخلاق فاضله كه مقدّمهء لازم آن است ، امكانپذير نمىباشد .
پنج - گرديدن با بعد حكمى -
اين بعد براى گرديدن مانند چراغ فروزان است براى كسى كه مىخواهد در شب تاريك راه برود . باز در اين مورد مجبوريم به اين نكته اشاره كنيم كه مقصود از حكمت نه به خود گرفتن قيافهء حكيمانه است و نه غوطه ور شدن در اصطلاحات جالب و حرفه اى كه فقط براى برانگيختن شگفتى مردم به كار مىروند و هيچ دردى ناشى از جهل حكمتنماى خود و ديگران را دوا نمىكنند .
در اينجا بحث از آن حكمت است كه يكى از اساسىترين هدفهاى بعثت پيامبران الهى مىباشد كه در قرآن مجيد در موارد متعدّد به آن اشاره شده است