با نظر به منابع معتبر آن ، همهء انواع دريافتها كه تا كنون مطرح نموديم ، مشاهده مىشود . بنا بر اين ، بايد گفت : كسى كه بخواهد از ديدگاه اسلام با هستى و خويشتن ارتباط دريافتى صحيح برقرار نمايد ، بايد دريافتهاى ششگانهء گذشته را بدست بياورد . معناى اين « بايد » لزوم تكليفى نيست ، بلكه مقصود اينست كه دريافتهاى ششگانه را تا آنجا كه هر انسانى بتواند بدست بياورد ، اسلام او را تشويق مىنمايد ، زيرا اين دريافت مقدّمهء گرديدن است ، و گرديدن كمالى اساس « حيات معقول » مىباشد .
3 - صيرورت ( گرديدن ) با ابعاد هفتگانهء معرفت
تا كنون هر يك از دو بعد ( شناخت هستى و دريافت هستى ) با ابعاد هفتگانه ( علمى ، فلسفى ، شهودى ، اخلاقى ، حكمى ، عرفانى ، مذهبى ) را بطور مختصر بررسى نموديم . اين دو بعد كه هر يك با ابعاد هفتگانه مىتوانند هماهنگ گشته و بهترين و منحصرترين راه براى رشد تكاملى و عرفانى حقيقى انسان بوده باشند ، آدمى را آمادهء ورود به جريان « گرديدن » مىنمايند . اين « گرديدن » كه از مقولهء حركت روحى است ، عاليترين آرمان همهء انبياء و حكماى راستين و عرفاء و اخلاقيّون مىباشد ، و هيچ متفكَّرى نيست كه آشنائى با انسان و امكانات او براى كمال داشته باشد ، بتواند محبوبيّت و مطلوبيّت ضرورى اين « گرديدن » را مورد ترديد قرار بدهد ، حال بعد گرديدن انسان را با ابعاد هفتگانه مورد بررسى قرار مىدهيم :
يك - گرديدن با بعد شناخت علمى
،
اگر كسى از ما بپرسد كه به نظر شما از چه موقعى انسان به مبارزه با خويشتن يا به اصطلاح ديگر : انسان به تضادّ با خويشتن پرداخته است و آن چه موقعى است كه بطور كلَّى چه در گذشته و چه در حال حاضر و چه در آينده بچنين امر ناشايست مرتكب مىشود حتما بايد چنين پاسخ بدهيم كه هر موقع كه انسان گرديدن خود را از شناخت بريده و آن